تبلیغات
شماریخ - مطالب لبخند
 
شماریخ
درباره وبلاگ


ما ز بالا ییم و بالا می رویم
دیر زمانی بود که می خواستم نا نوشته ها و یاداشت های خود را در جایی منعکس سازم
در زمان دانش اموزی علاقه بسیار به نوشتن داشتم ولی چون به مدار گردش زندگی افتادم این دوران سر گیجه آور که نامش زندگی است مانع شد .ولی به قول شاعر:
هر که او دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
و من آمدم تا خود را باز جویم .
شماریخ در لغت به معنای فراز و بلندی کوه است و چون به کوه و تاریخ علاقه فراوان دارم و رشته تدریس من در آموزش و پروزش تاریخ است این اسم را برگزیدم چرا که هم به کوه نزدیک باشم هم به تاریخ.نقل مطالب از این وبلاگ حتی بدون نام آن ازاد آزاد است

مدیر وبلاگ : طغان دردی کریمی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساعت دیواری

كد موس

 افزایش بازدید و تبادل لینک رایگان - بازدید کننده های سایت خود را افزایش دهید دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ های جدید هندزفری تغییر صدا - هندزفری تغییرصدا موبایل هاست لینوکس هات بانز ارزان افزایش بازدید - افزایش بازدید تبادل لینک رایگان - تبادل لینک رایگان .cor_ban{background:url("http://www.xum.ir/images/2014/09/06/150x150corner.png") no-repeat;position: fixed;bottom: 0px;margin: 0;padding: 0;left: 0px;z-index: 1000;height: 150px;width: 150px;} تبادل لینک - تبادل لینک دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام از این ساعت - دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام از این ساعت دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید خرید تی شرت محرم دانلود آهنگ ویژه ماه محرم - دانلود آهنگ ویژه ماه محرم هاست ویندوز خرید ساعت مچی خرید ساعت مچی خرید ساعت دیواری هاست ویندوز ساعت دیواری طرح پانا تبادل لینک رایگان پاور بانک تبادل لینک رایگان - تبادل لینک رایگان هاست ویندوز فانی بافت .خرید پستی گردنبند. شارژر تبادل لینک اتوماتیک - تبادل لینک اتوماتیک shamarikh50.mihanblog.com value shamarikh50.mihanblog.com Real PR shamarikh50.mihanblog.com Trust shamarikh50.mihanblog.com Alexa/PageRank هاست لینوکس خرید فانی بافت خرید مونوپاد فروش ساعت مچی شارژر همراه پاور بانک حباب ساز جاگل بابل عکس های خفن - عکس خفن خرید اینترنتی پتو اسناگی هاست لینوکس خرید مونوپاد هاست لینوکس ساعت دیواری فانتزی پاور بانک ساعت مچی هاست لینوکس فروش آچار همه کاره حباب ساز جاگل بابل ساعت دیواری فانتزی خرید فانی بافت دانلود آهنگ هاست لینوکس ساعت دیواری فانتزی پایه عکاسی مونوپاد سرور مجازی لیوان همزن شگفت انگیز خرید ساعت دیواری پایه عکاسی مونوپاد دستگاه فر موی مک استایلر .خرید پستی گردنبند. حباب ساز کودک ساعت مچی ساعت مچی ساعت دیواری فانتزی دانلود آهنگ با کیفیت 320 خرید ساعت دیواری مدرن پایه عکاسی مونوپاد هاست لینوکس لیوان همزن شگفت انگیز پوشاک زنانه ترک خرید ساعت دیواری فانتزی خرید پایه عکاسی مونوپاد هاست لینوکس گوش پاکن برقی هاست لینوکس خرید مونوپاد حرفه ای فروشگاه ساعت مچی خرید ساعت دیواری مدرن خرید اینترنتی کیف رولی خرید ساعت دیواری خرید ساعت دیواری فانتزی خرید پایه عکاسی مونوپاد خرید ساعت دیواری مدرن جهرم فان| مجله اینترنتی خرید لباس زنانه مارک دانلود آهنگ
عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار



عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار



عکس نوشته های خنده دار

عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار







نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

































نوع مطلب : حس مشترک، لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 12 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

. یه خونه دوبلکس هم نداریم ، پله داشته باشه با خانواده که حرفمون شد ، بغض کنیم ! دستمونو بگیریم جلو دهنمون ، بدو بدو پله ها رو بریم بالا خیلی کلاس داره لامصب 

***

 گلابی کیست ؟! گلابی آدمی است که ۳ ساعت با او دردودل میکنی، بعد میگه : چی بگم والا خودت بهتر میدونی 

.

***

. . توی زندگی ، پول هیچ ارزشی نداره ! جان ؟! خفه شم ؟! چشم 

 

***

 هیچی مثل یه جاری زشت به خانم ها اعتماد به نفس نمیده  . . . .

***

دختره اینقدر پست عاشقانه گذاشته که دل منم واسه پسره تنگ شده داداش اگه راه داره برگرد خیلی آقایی 

***

. . . . آشغالترین نوستالژی دوران کودکی : منم بیام ؟!! نه ، ما داریم میریم آمپول بزنیم 

***

 

. . . . طرف برادرشو نصیحت میکرده میگه وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش ، مثل من ! دیشب به زنم گفتم باید ساعت یازده آب گرم باشه ، اونم آبو گرم کرد ! داداشش گفت ساعت یازده آب گرم میخواستی چیکار ؟ گفت : آخه پوستم حساسه نمیتونم با آب سرد ظرف بشورم  . . . .

 

***

شمام هیچ کاری نمیکنید ولی وقت کم میارید ؟  یا فقط من اینجوریم ؟! . . . .

***

علم بهتر است یا آمپول؟ هوررراااااا بالاخره علم موفق شد . . . .

 

***

زرشک چیست ؟! یه چیز تو مایه های انگشت شصت هستش ولی از نوع گیاهیش  . . . .

***

وقتی چیزیو گم کردی و مامانت نتونست پیداش کنه، بدون واسه همیشه گم شده  . . . .

***

این بچه هایی که الان شلوغ میکنن بهشون میگن ” بیش فعال ” ! زمانی که ما بچه بودیم و شلوغ میکردیم بهمون میگفتن پدر‏‌‏سّگ ! ادبیات خیییلی تغیر کرده ها  . . . .

***

 

مهمون اومده ، مامانم می خواست ظرف میوه رو بچینه یه موز از یخچال یکی از کابینت یکی از فر اجاق گاز یکی از ماشین ظرفشویی و . . . تا بالاخره ده دوازده تا موز جور کرد ! خداییش اگه باندهای مواد مخدر اینجوری کار کنن هیچوقت متلاشی نمیشن 

***

 

این دهه شصتیا که هی نسل سوخته نسل سوخته میکنن فکر نکنن ما یادمون رفته ماه رمضوناشون تو زمستون بوده ! . . . .

***

 

***

پدرسّگ نریخته، چیست؟ اصطلاحی که ایرانیان بعد از گرفتن موجودی کارت خود به کار میبرند 

 

 ***

میدونین هر دختری که ازدواج میکنه اولین کسی که از دستش راحت میشه کیه؟ ” حافظ شیرازی ” ازبس فال میگیرن . . . .

***

من نبودم دستم بود ، تقصیر آستینم بود آستین مال کت ام بود ، کت ام مال بابام بود” این شعر نشون میده ما از همون دوران طفولیت اینجوری یادمون دادن که اشتباه خودمون رو گردن یکی دیگه بندازیم . بعد میگن چرا این جوری بار اومدین  . . . .

***

.هیچی بدتر از این نبود که شام خوشمزه داشته باشید، مهمونای خوب داشته باشید، فیلم عالی هم داشته باشه اما تو؛ مشقات مونده باشه! یادتونه؟ 

***

 

 

منبع: وبلاگ بجنورد 1400





نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 29 فروردین 1394
طغان دردی کریمی




امروز از بانک برام  پیامک اومده شما برنده یک دستگاه خودرو شدید.
از خوشحالی جیغ و داد و فریاد زدم
گفتم بزار یه بار دیگه پیامکو بخونم.
اومدم خوندم دیدم آخرش نوشته
 .
.
.
.
الکی مثلا میخواستیم سورپرایزت کنیم

 


 

چقدر این الکی مثلا ها زیاد شده؟!!
حالا خوبه یه کاری کردیم ما
سریع خز شد…
.
.
.
الکی مثلا من اولین نفر بودم!

 


 

الکی مثلا و کوفت الکی مثلا و درد
باز شما یه چی افتاد سر زبونتون میخواید شورشو در بیارید ؟
.
.
.
الکی مثلا من خاص و متفاوتم!!!

 


 

با بنزم برا دختره بوق زدم
برکشت گفت برو بابا دهاتی
.
.
.
.
یهو گفت الکی مثلا من دختر خوبیم .تورو خدا نرو سوارم کن

 


 

امروز جانی رو دیدم
.
.
.

الکی مثلا

من و جانی دپ همسایه اییم....

 


 

ببخشید اینقدر مزاحمتون میشما…قضیه این “الکی مصلن” چیه که ته همه پستا هست؟؟؟ واگیرداره؟؟
.
.
.
کاش بجای این تقلیدا یاد میگرفتیم به هم دیگه احترام میذاشتیم…
الکی مصلن من بچه مثبتم!!!!

 


 

یکی اون تیغوووو بیارهههه
.
.
.
.
الکی مثلا میخوام خودکشی کنم

 


 

گوشیم زنگ خورد اومدم ببینم کیه دیدم هیچی نیومده
.
.
.
یهو دیدم رو گوشیم نوشته الکی مثلا من  زنگ خوردم !!

 

 

آقا چه خبره ؟؟ یواش تره ….
واسه همه نون چرب هست !!!!
.
.
.
.
الکی مثلا ما هم کباب میخوریم

 


 

همینو میخاستین؟
صب پاشدم صبونه بخورم میبینم هیچی نداریم
میگم چرا هیچی نیس؟
.
.
.
.
میگه الکی مثلا ماه رمضونه
میگم خب چرا بیدارم نکردی سحر؟
.
.
.
 میگه الکی مثلن خواب موندیم

 

 

انقدری که رانندگی با پراید حال میده با پورشم حال نمیده…
.
.
.
.
الکی مثلا من پورشه دارم

 


 

 چطورین ترشیده ها؟؟
.
.
.
الکیییی مثلا من شوهر دارم

 


 

امروز تو دانشگاه پسره از کنارم رد شد و یه کاغذ داد بهم…
.
.
.
بازش کردم نوشته بود الکی مثلا بهت شماره دادم

 

 

سلام سلام... همگی سلام.... ای زندگی سلام.......
.
.
.
.
.
.
الکی مثلا من هایده ام...

 


 

هی ببین
 اگه مهم بودی ، زیرت خط میکشیدم ، نه دورت …
.
.

.

.
الکی مثلاً من شاخم !!

 


 

وای امشب چی بپوشم؟؟؟
.
.
.
.
.
الکی مثلا امشب خواستگار دارم

 


 

قیچی…
پنس…
.
.
.
الکی مثلا من جراحم

 





نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 28 اسفند 1393
طغان دردی کریمی


یادش بخیر قدیما, خواندنیهای دیدنی, خاطرات دهه 60



شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …

 


 

یادش بخیر :تو دبستان که زنگ تفریح تموم می شد ، مامور آبخوری دیگه نمی ذاشت آب بخوریم.

 


 

یادش بخیر چه روزگاری داشتیم با زاغکی که قالب پنیر برداشت و بعد آقا روباه دوران کودکی ما سرش کلاه گذاشت.

 


 

یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!

 


 

یادش بخیر: اون روزایی که هوا برفی و بارونی بود،ناظم مدرسه میگفت:امروز صف نیست..ماهم  کلی کیف میکردیم وخوشحال میرفتیم سرکلاس..

 


 

اخه من نمیدونم شادی های های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیمشادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پارهکه البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن

 


 

یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم و پنجشنبه ساعت 12 تعطیل میشدیم ، شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت 12 میرفتیم ؛ اوج ناراحتیمونم میشد عکسش !!!

 


 

یادش بخیر :مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت و سر صف به ما میداد و بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سرکلاس ها.

 


 

یادش بخیر :گل گل ، گل اومد ، کدوم گل ؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه ! کدوم کدوم شاپرک ؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده ، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده ، میره و برمیگرده … شاپرک خسته میشه … بالهاشو زود میبنده … روی گلها میشینه … شعر میخونه میخنده !!!

 


 

پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

 


 

یادش بخیر:اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه... احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه.

 

یادش بخیر قدیما, خواندنیهای دیدنی, خاطرات دهه 60


 

یادش بخیر ، پشت دفترای قدمیم مدرسه ؛ آدمکچارخونه روی تخته سیاه : “تعلیم و تعلم عبادت است”

 


 

شما یادتون نمیاد ، وقتی مشق مینوشتیم پاککن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد ، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند ، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

 


 

یادش بخیر:هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت 6:40 تا 7 صبح، رادیو برنامه "بچه های انقلاب" رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم.

 


 

بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگیبچه که بودیم بچه بودیم؛

 


 

یادتون میاد…وقتی معلم برای درس پرسیدن اسم بالایی یا پایینیمون رو میخوند، حس معجزه بهمون دست میداد.

 


 

یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموممیشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم …همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدمصدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

 


 

-یادش بخیر:تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه می آوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم!

 

ا

 

 یادتون میاد ؟؟؟ نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد …





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، حس مشترک، رهنمون، لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 28 اسفند 1393
طغان دردی کریمی
Image result for ‫شمع قرمز‬‎

مردی در بستر مرگ افتاده بود. همسرش را فراخواند تا نزدش بیاید و به او گفت: «دیگر زمان وداع ابدی من و تو فرارسیده است؛ پس بیا و برای آخرین بار به من مهر و وفاداری خود را ثابت کن...

 چراکه در مسلک ما گفته شده مرد متاهل هنگام گذر از دروازه بهشت باید سوگند بخورد که تمام عمر کنار زنی والا زندگی کرده است. در کشوی میز من شمعی قرمز هست، این شمع متبرک است و آن را از کشیشی گرفته‌ام و برای همین ارزشی بسیار دارد. سوگند بخور تا زمانی که این شمع وجود دارد دوباره ازدواج نکنی.»

زن سوگند خورد و مرد مُرد. در مراسم تشییع جنازه مرد، زن بالای قبر ایستاده بود و پذیرای تسلیت اقوام بود و شمع قرمز روشنی در دست داشت و تا تمام شدن آن بالای سر قبر ایستاد!




نوع مطلب : لبخند، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 28 اسفند 1393
طغان دردی کریمی



یارو آشغال میره تو چشماش سره ساعت 9 میشینه دم در

***

هالومیره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد

 

مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت می کنه

 

***

یاروباباش میمیره میخواسته خاکش کنه جو میگیرتش باراندازش میکنه

***

ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﭼﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﯼ؟ !

ﻣﯿﮕﻪ ﺗﺎﺏ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﻣﺸﮑﯽ|:



ﻣﯿﮕﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﺭﻭ ﺗﺨﺖ ﺭﻣﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﯿﺨﻮﻧﻢ

بعد ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﺸﻮﻥ ، ﺩﯾﺪﻡ نامرد ﺷﻠﻮﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎﺑﺎﺷﻮ

ﺑﺎ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﺩﺍﺩﺍﺷﺶ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ، ﻓﺮﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻭﺳﻂ ﮐﻮﭼﻪ

ﻫﻤﮕﯽ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﯿﺸﻮﺭﻧﺶ

***

الــــــــان رفتــــــــم تو کوچــــــــه سطل اشغــــــــالو خالی کنم چشــــــــمم خورد به یه صحنه وحشتناک بغضم گرفت!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نامــــــــردا دیروز غروب که من خونه نبــــــــودم مــــــــوز خوردن به من نگفتن

***

من و باران هر دو منتظریم .......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
من منتظرم او بیاید بعد برم ماشینمو بشورم
اون منتظره ماشینمو بشورم بعد بیاد

***

(پایتخت تاجیکستان شهردوشنبه است)

ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺩﻭ ﺗﺎﺟﯿﮑﺴﺘﺎﻧﯽ :

ﺷﻨﺒﻪ : ﺟﻤﻌﻪ ! ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ؟

ﺟﻤﻌﻪ : ﻧﻪ ﺷﻨﺒﻪ ! ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ؛ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ

 

***

تیغ هست...رگ هست....من هستم

.

.

.

.

.

.

.

ولی لامصب وان نیست!...میفهمین؟

یه دونه از این لگن قرمزا داریم توش جاااا

نمیشم

 

***



 




ادامه مطلب


نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 اسفند 1393
طغان دردی کریمی


یکی بهم پیام داد : سلام جیگر!!


گفتم:سلام سیرابی!!

دیگه پیام نداد..

آیا تبعیض بین اندامهای بدن کار خوبی است؟؟!

.

.

ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺯ ﺣﻤﻮﻡ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺷﮑﻠﺘﺮ ﻣﯿﺸﻦ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﻤﻮﻡ ﻣﯿﺎﻥ ﺯﺷﺘﺘﺮ ﻣﯿﺸﻦ

ﻻﻣﺼﺐ ﺁﺏ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ

ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺗﻨﻈﯿﻤﺎﺕ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ

.

.





.

.


.

.




ادامه مطلب


نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 18 اسفند 1393
طغان دردی کریمی


گاهی دیدن تصاویری این چنین به آدم حس خوبی میده !



 

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی,تصاویر باورنکردنی خطای چشم,تصاویر باورنکردنی از جنین,تصاویر باورنکردنی از لقاح,تصاویر باورنکردنی طبیعت,تصاویر باورنکردنی از لقاح تا تولد,تصاویر باورنکردنی دنیا,تصاویر باورنکردنی از ابتدای لقاح,تصاویر باورنکردنی جنین,تصاویر باورنکردنی از بازیگران,عکس های عجیب


تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی


تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی


تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی

تصاویر حفظ تعادل باورنکردنی,تصاویر حفظ تعادل,تصاویر باورنکردنی











انشالله همیشه در زندگی تعادل داشته باشید.....




نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 17 اسفند 1393
طغان دردی کریمی



دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسیار قدیمى بودند.

هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او می رفت.

یک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى می کردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم می شود فوتبال بازى کرد یا نه؟»

بهمن گفت: « خسرو جان، تو بهترین دوست زندگى من هستى . مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر می دهم.»چند روز بعد بهمن از دنیا رفت.یک شب، نیمه هاى شب، خسرو با صدایى از خواب پرید. یک شیء نورانى چشمک زن را دید که نام او را صدا می زد: خسرو، خسرو...

خسرو گفت: کیه؟

منم، بهمن: تو بهمن نیستى، بهمن مرده!


 

باور کن من خود بهمنم...

تو الان کجایی؟

بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و یک خبر بد برات دارم.خسرو گفت:اول خبرهاى خوب را بگو.

بهمن گفت: اول این که در بهشت هم فوتبال برقرار است.

و از آن بهتر این که تمام دوستان و هم تیمی هایمان که مرده اند نیز اینجا هستند.

حتى مربى سابقمان هم اینجاست.وبازهم از آن بهتر این که همه ما دوباره جوان هستیم و  هوا هم همیشه بهار است و از برف و باران خبرى نیست.

و از همه بهتر این که می توانیم هر چقدر دلمان می خواهد فوتبال بازى کنیم و هرگز خسته نمی شویم. در حین بازى هم هیچ کس آسیب نمی بیند.

خسرو گفت: عالیه! حتى خوابش را هم نمی دیدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چیه؟

بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تیم گذاشته!





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، لبخند، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 15 اسفند 1393
طغان دردی کریمی

1- خونمون مهمون اومد، وقتی در رو باز کردم، دخترشون قدش حدود یک و نود بود وقتی کفشش رو درآورد و یک و هفتاد و پنج شد

گل سرش روکه برداشت شد یک و پنجاه
نگرانم کم کم محو بشه!

2- سرعت اینترنت در حد پنگوئن حامله اس که داره زیر بارون با عشقش قدم می زنه

3- آیا می دانستید؟ که اگر دکمه اسانسور و پشت هم تند تند بزنید آسانسور زودتر نمیاد؟

4- برخورد اتفاقی دو تن از زنان همسایه:

- سلام
- سلام
- حال شما
- قربونتون برم
- فدای شما
- حال شما؟
- فدای شما
- شما خوبین
- قربون شما
- فدای شما
- چه خبر
- قربون شما
- فداتون بشم
- شما چه خبر؟
- فدای شما
- قربونتون بشم
- دیگه چطورین؟
- فدای شما
- قربونتون بشم
- فداتون بشم
- قربون شما
- سلام برسونین
- فدای شما
- قربون شما
- خداحافظ
- فدای شما
- قربونتون برم
- خداحافظ

برخورد اتفاقی دو تن از مردان همسایه:

- سلام چاکرم
- سلام مخلصم

5- ما که نه قیافه داریم نه پول، دلمون خوشه اگه کسی بیاد سمتمون مارو واسه خودمون می خواد

6- از آزادی سوار تاکسی شدم تا صادقیه می گم چقدر شد؟ می گه 2000 تومن
می گم همش دو قدم راهه 2000 تومن!
می گه اینطوری قدم برداری شلوارت پاره میشه!

7- گور بابای اونایی که وقتی خوشن میس کالشونیم
وقتی تنها می شن، رفیق فابشون!

8- یکی اومده بود با احساسات من بازی کنه، سه هیچ بردمش

9- فقط اینجاست که هر کی می میره، فردا شبش کل فامیل خوابشو می بینن که تو یه باغ پر گل با یه لباس سفید بوده و گفته من جام خوبه!

10- عکس العمل مردم بعد از تاخیر مترو!
ژاپن 10 ثانیه تاخیر: شکایت از واحد حمل و نقل
ایتالیا یک دقیقه تاخیر: مسئولین بی کفایت
اوکراین 3 دقیقه: تعجب
ایران بعد 20 دقیقه: ایول یه قطار اومد!



11- کارشناسان اعلام کردند سرعت حلزون قطع نخاع شده 15 درصد از سرعت اینترنت ما بیشتر است!
12- به بابام می گم بهترین پسر دنیا رو داشن چه حسیه؟
می گه نمیدونم برو از مادر بزرگت بپرس!
یعنی تا حالا همچین جوابدندون شکنی نگرفته بودما
عشق اگه عشق باشه ... پسورد که سهله
قسمت کِرِم دارِ بیسکوئیتمو، گوجه سبزامو و ته دیگ ماکارونیمم بهش می دم

13- زندگی خانم ها سه مرحله دارد:
1- کودکی
2- جوانی
3- چقدر خوب موندی

14- آقا ما سر چهار راه بودیم، چراغ راهنمایی قرمز شد و یه وانتیه ازین میوه فروشا از چراغ رد شد.
یه ماشین راهنمایی رانندگی ام سر چهار راه پارک بود وقتی اینو دید پشت میکروفنش گفت: وانت کجا می ری؟
وانتی ام پشت بلندگوش گفت: دارم می رم خونه!

15- گذر زمان هیچ چیزی را حل نمی کند
شاید ماست مالی کند

16- دختره متولد 1380
استاتوس زده
دلم برای دوران کودکیم تنگ است، زمانی که معنای عشق را نمی فهمیدم!
به نظر شما چه جوری بکشمش طبیعی به نظر بیاد؟



17- روی سیگار نوشته نه تنها برای خودتان ضرر دارد بلکه برای اطرافیانتان هم ضرر دارد.
حالا خودم به درک! تو کسی دور و ورم پیدا کن من ترک می کنم.

18- یعنی رو دادن به بعضیا بیشتر از کراک و شیشه توهم داره براشون

19- قدیمان دخترایی که تو دوره متوسطه شوهر گیرشون نمیومد می رفتن دانشگاه، بعدها دیگه جوگیر شدن هدف اصلی رو فراموش کردن

20- فک کنم درد شکست عشقی ژاپنی ها چند برابر بیشتر از ماست!
بدبختا هر جا رو نگاه کنن قیافه طرفشون رومی بینن!

21- یه معلم داشتیم بهش گفتیم رونالدینیو
به این سمت کلاس نگاه می کرد به اون طرفیا منفی می داد!
خیلی تکنیکی بود

22- ببین عزیز جون اون موقع ها که تو به سیب زمینی می گفت دیب دمینی ...
منم همینجوری می گفتم خداییش دیب دمینی!
پس با این حساب یه جورایی هم سنو سالیم با هم!

23- وسایل اسکی: سه میلیون
وسایل کوه: دو میلیون
دوچرخه: یک میلیون
حداقل هزینه برای خرید وسایل هر ورزشی یک میلیون
قلیون: 10 هزار تومان
سیگار: چهار هزار تومان
مواد مخدر: از 40 هزار به بالا
حالا خودتون قضاوت کنین کدوم به صرفه تره



24- قدیما که فیس بوک نبود مردم استتوس هاشون رو روی در و دیوار توالت عمومی می نوشتن، هر چند لایک نداشت ولی کامنت خورش عالی بود!




نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 14 اسفند 1393
طغان دردی کریمی

یکی‌ از شرکت‌های هواپیمایی برای بازاریابی و فروش بلیطهای پرواز‌های مختلفش، تسهیلات خاصی‌ را برای مدیرانی که همسرانشان را همراه خودشان به سفر‌های هوائی آن شرکت می‌بردند در نظر می‌گیرد و علاوه بر آن ۵۰% تخفیف روی بلیط آنان ارائه می‌کند. بعد از مدتی‌ که می‌بینند این طرح با استقبال خیلی‌ زیادی مواجه شده و اکثر مدیران همسرانشان را در پرواز‌ها همراه خودشان می‌برند، با فرستادن نامه‌ای به همسران این افراد، نظرشان رو در مورد سفر‌ها جویا می‌شوند و پاسخی که از تمام این زنها دریافت می‌کنند همین دو کلمه بود: «کدوم سفر؟!»




نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 12 اسفند 1393
طغان دردی کریمی


من برای مردم دوشهرجوک نساخته ونگفته ام مشهدی هابه خاطراحترام به «امام هشتم»ومردم قم به خاطر«حضرت معصومه (س)و...»

ازشهرپدرم اصفهان ومادرم شیرازهرچه بخواهیدجوک گفته ام میدونیدکه برای مردم اصفهان ، مدینه فاضله جایی است که نذری می دهند.

  • زن اصفهانی به شوهرش گفت :«سردمه»مردگفت :«لباس گرم بپوش»زن:«هنوزم سردمه»مرد:«پتوبندازروت»زن :«بازم سردمه»مرد:«بخاری راروشن کنم»زن دیدآقاهه نمی فهمه گفت:«من خونه بابام که بودم هروقت میگفتم سردمه ننه ام منوبغل می کرد»مرد:«یعنی میگی من بدبخت برم برای سه ماه ننه توروبیارم خونه مون؟»
  • هواپیمای مالزی درحال سقوط بوداروپایی :یامریم مقدس ... هندی :یابودای بزرگ ... یهودی :یاموسی کلیم الله ...  ایرانی :یاابوالفضل ...اصفهانی :بدبخت شدم بلیت برگشت راهم خریده بودم.
  • به شیرازی گفتند:بریم ورزش صبحگاهی .گفت :گفتندورزش صبح «گاهی»گفتندشب بیابریم بدویم.گفت «من مجله ورزشی ورق می زنم نفسم میگیره حالابیام بریم دویدن؟»
  • دعای یک شیرازی:خدایاتوخودت میدونی که چی میخوام ،الهی آمین.
  • ازبچه شیرازی پرسیدندمیخوای وقتی بزرگ شدی چه کاره بشی ؟گفت : «بازنشسته».
  • ضرب المثل های شیرازی:چراعاقل کندکاری .

چاه مکن بهرکسی ، خسته میشی.

 

*** والیبال نشسته ، اختراع شیرازی هاست .

***

ازیک شیرازی پرسیدندچرامیخوای خودکشی کنی ؟گفت :«کی حال داره نفس بکشه؟»

***

شعارکرمانی هادرروزدرخت کاری :نهال امروز، زغال فردا.

***

جیرفتی ها عادت دارندبعدهرتعریفی یک فحش هم میدن مثلایارومیخوادبه زنش ابرازعشق بکنه میگه :خیلی دوستت دارم پدرسگ.

***

یاروکرمانی دورخونه خداروبیست بارطواف می کردگفتند:هفت بارکافیه چرااین قدرطواف می کنی ؟گفت : یک مثقال تریاکم ازدستم افتاددارم میگردم پیداش کنم .

***

آبادانی روبردن بهشت گفت :«اینجاکه بهشت خودمونه».

***

به آبادانی گفتندتوفلان دریا شنامی کنی ؟گفت :«نه ، اون جا کوسه نداره».

***

آبادانی هابه رئیس جمهورنامه نوشتند:ماازیارانه انصراف دادیم نکنه بودجه کم آوردیدماروخبرنکنید.

***

اصفهانی :میخوام بانک ملی رابخرم .

یزدی :میخوام کمپانی بنزروبخرم .

تهرانی :میخوام ماکروسافت واپل روبخرم.

آبادانی :هیچکدوم رونمی فروشم.

***

بچه :مامان ، مامان ، این جابوی بابابزرگ میاد.

مادر:خفه شو، بوی تریاکه.

***

همدانی هاصدبرابرازاصفهانی هاخسیس ترند.شب عروسی ، دامادتوماشینش عروس رونشونده کنارش ، سه تامسافرهم پشت سوارکرده بود.

***

فرق حموم دراومدن دختراوپسرا.دختر:مامان ، هوله موبده ، مامان ، سشوارموبده ، مامان ، برس روبده .

پسر:مامان ، شورت .چندلحظه بعد:مامان ... شورت .چنددقیقه بعد:مامان ......مامان ....شورت .نمی خوادهمین روپشت ورومی کنم می پوشم.

***

خانم:رفتم پهلوی یک دکترروانپزشک گفت :بایدبرای سواحل آنتالیایاجایی مثل اونجا، روی ساحل مدتی استراحت کنی ، حالت خوب وعوض میشه .

شوهر:باشه میرم دکترتو عوض می کنم.

***





نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 10 اسفند 1393
طغان دردی کریمی
از شنیدن کلمه «عزیزم» از زبون خانم ها ذوق نکنین. اونا نسبت به عطسه گربه، پارس سگ و باد معده نوزاد هم همین واکنش رو نشون میدن

 وقتی با خودم میگم کاش می شد به گذشته برگشت، سریع بعدش یاد شبای امتحان می افتم و می گم غلط کردم!

 همین که هواپیماهای ما جای مشخصی سقوط می کنن و مثل سایر کشورها گم نمی شن، سندی بر توانمندی و قدرت متخصصین داخلی ماست

 طوری شده که دیگه باید بگیم:

من معذرت می خوام، غلط کردم که شما اشتباه کردی

 دارو دارم برای شب امتحان؛ 

سه بسته خاک

هر هشت ساعت می ریزی رو سرت

 اینقدری که این کشورهای آسیایی جنوب شرقی امسال هواپیما گم کردن من معداد پاک کن گم نکردم

 شانس یه بار در خونه رو میزنه ولی بدشانسی با پیژامه میشینه تو خونه میگه خب امشب شام چی داریم؟

 خدایا نه اراده رژیم گرفتن دارم و نه حال ورزش کردن. یا خودت یه جوری لاغرم کنیا دوستام رو اونقدر چاق کن که بترکن

 دانش آموزای الان چه می فهمن سختی چیه؟ ما پدرمون در می اومد اینقدر دفتر خط کشی می کردیم. یه خطه، دو خطه، یه طرفه، دو طرفه! الان بچه دفتر می خره توش از قبل مشقاشم نوشتن

 وجدانا اگه تو ورودی منجیل و رودبار این همه پنکه نصب نکرده بودن، اینقدر باد نمیومد

 واقعا یه سریا فکر می کنن آبی که از شیر دستشویی میاد با آبی که از شیر آشپزخونه شون میاد بیرون فرق داره


 پنج ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد...

تا کتابمو باز کردم گشنم شد

کلیه هام به کار افتاد

خوابم گرفت

حالت تهوع گرفتم

کم مونده بود سرطان بگیرم که دیگه کتابمو بستم.

والا! از سلامتیم که واجب تر نیست!

 پسر: بابا واسم دوچرخه می خری؟ پدر: اگه پسر خوبی باشی، زیاد شیطونی نکنی، انقدر با کامپیوتر بازی نکنی، معدلت 20 شه و به حرفم گوش کنی می خرم. پسر: می خوای تحریما رو هم وردارم؟

 به قول آقام:

به اندازه پولی که داری زن بگیر

 یه خنده هایی رو صاحب خنده یادش نیست اما تو خوب یادته


 مردم دارن از گرسنگی می میرن، نصف برنامه های تلویزیون شده آشپزی. خب چهارتا برنامه آموزش اختلاس پخش کنین ملت فنون اختلاس رو یاد بگیرن شیکم هفت جدشون رو سیر کنن

 یه مسواک خریدم سی و هشت هزار تومان

حالا سوالم اینه که دندونام برای مسواک ضرر نداشته باشه یه وخت؟

 یه جوری گند گوشی بازی رو درآوردن که باید مثل دادگاه، دم در مهمونی ها گوشی ها رو جمع کنن

 دوستای بابام اومده بودن خونمون همزمان با رسیدن اونا بابام که رفته بود شیرینی بخره رسید اما شیرینی فروشی بسته بوده و اون شیرینی نخریده بود. مهمونا با خودشون شیرینی آورده بودن گذاشته بودن رو اپن آشپزخونه. مامانمم رفت شیرینیا رو چید تو شیرینی خوری آورد تعارف کرد به مهمونا حالا هی میگه تو رو خدا ببخشیدا ما هیچ وقت از این شیرینی آشغالیا نمی خریدیم نمی دونم چی شده علی آقا از این شیرینیا خریده؛ شرمندم!

 کاش من سه تا بودم. یکی رو می فرستادم دانشگاه، یکی می رفت سر کار، خودمم می موندم خونه عشق و حال می کردم

 به بعضیا هم باس بگی من روغنم و تو آب. خودتو بکشی هم با هم قاطی نمی شیم

 درسته پول شخصیت نمیاره

ولی بی پولی گند میزنه تو شخصیت آدم

 مورد داشتیم پسره تو صف نونوایی از دختره پرسیده چند نفر جلوی شما هستند؟ دختره گفته دوتا خواهر بزرگتر از خودم هستند ولی من برای ازدواج مشکلی ندارم، ما تو خانواده مون اصلا از این رسم ها نداریم!

میگن نونواهه رفته نشسته تو دستگاه همزمن خمیر، سه روزه داره می چرخه دستگاهو خاموش می کنن جیغ می زنه

 روی سند ازدواج پنج میلیون وام می دن

روی سندگاوداری 100 میلیون

همین؛ فقط گفتم در جریان باشید

 یارو از کوبا تا فلوریدا شنا کرده که پیغام صلح و دوستی به مردم بده

اونوقت من کنترل ازم دوره سه ساعته دارم برنامه آشپزی می بینم

آقا یکی زنگ بزنه صدا و سیما بگه فیلم کانال پنج رو تو کانال سه پخش کنن

ایشالا تو عروسیتون جبران میکنم

 هیچ وقت وارد گذشته هیچ آدمی نشو و زیر و روش نکن حتی عزیرترینت؛

زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی، حداقل یه کرم توش پیدا می کنی!

 خارجیا تو توالت با روزنامه و تبلت سرشونو گرم می کنن ما با مورچه ها؛ هی دورشون آب میریزیم بعد نجاتشون میدیم.

اتل متل یه مورچه
قدم میزد تو کوچه
اومد ی کفش ولگرد
پای اونو لگد کرد
مورچه ی پاش شکسته
راه نمیره نشسته
بابرگی پاشو بسته
نمیتونه کارکنه
دونه هارو بار کنه
تو لونه انبار کنه
حتما داری با ریتم میخونی؟؟؟!!!
از سنت خجالت بکش :-|



به خداقسم میخورم 

به این وبلاگ نظردهم 



یارانه مون رو که انصراف دادیم، سبد کالامون رو که نگرفتیم، بنزین که لیتری هزار می دیم، گوجه که کیلویی 9 تومن، نون هم که دیگه نگو... حسن مدیونی اگه پول دستی بخوای و نگی.

آیا می دانستید شما با نگاه کردن به دست زن ها می توانید احساسات آنها را حدس بزنید؟
به طور مثال اگه یه لنگه دمپایی تو دستش باشه یعنی عصبانیه.

 من یقین دارم بالاخره روزی خواهد رسید که مادران این سرزمین خواهند فهمید، سوپ یک وعده غذایی نیست.

 لطفا کسی با من حرف نزنه چون در حد من نیستید؛ ما دیشب شام نون سنگک و گوجه تخم مرغ داشتیم.

 یه کیو پیدا کردم نه فیس بوک داره نه ویچت و نه وایبر
هیچی از اینترنت حالیش نمی شه
فقط یه نوکیا 1100 داره
معاوضه با زمین، ملک، ماشین مدل بالا

 اگه شانس ماست که این ماشین چینی هایی که وارد کردن هم سرطان زاست

 یه آقایی همیشه سر کوچه مون رو چرخ دستی گوجه فرنگی می فروخت، از وقتی گوجه شده 
 تومن، صبا با کت شلوار میاد دست تو جیب فقط به افق نگاه می کنه. انگار تو جردن نمایندگی مازراتی داره

 بلوتوث کبیر: یک نفر صد سکه دارد، یک نفر دیگه یک سکه
شما از کدام یک از اینها سکه می گیرید؟
قبله عالم: خب از اونی که یک سکه داره چون اونی که صد سکه داره به هر حال قدرتی برای خودش داره، چهارتا آدم دور و برش جمع شدن، نمیشه رفت طرفش که؛ ولی اونی که یه سکه داره خب کسی رو نداره، تو سرش می زنیم، سکه شو می گیریم، دوتا اردنگی هم بهش می زنیم، یه کم منطقی باش!


 به ملتی تبدیل شدیم که اگه دست و پامون رو هم ببندن بندازن تو دریا، آبشش درمیاریم و خودمون رو با محیط سازگار می کنیم و تازه بعدش هم راجع بهش جوک می سازیم و می خندیم.

 کاش تلفن همراه این آپشن رو هم داشت: مشترک مورد نظر آدم نمی باشد؛ قطع کن!

الان دستشویی بودم، حاضرم قسم بخورم آخرین کسی که اینجا بوده با آب سیفون غرق شده چون دمپایی ها انقدر از در دور بود که امکان نداره کسی برگشته باشه.

 من موندم نامگذاری «سبزی خوردن» کار کی بوده؟ با بقیه سبزی ها چه کارهای دیگه ای می شه کرد دقیقا؟

 سرعت اینترنت در حد زیر صفر، هیچ جا رو باز نمی کنه جز دهن منو.


 خوبه قد رو نمی شه عمل کرد وگرنه الان ایرونی جماعت همه 4 متر و 10 سانت بودن.

 اینایی که شبا بدون پتو می خوابن برای پشه ها مثل وای فای رایگان هستن، بدون زحمت متصل می شن.

 تظاهر به چیزی که نیستی خیلی کالری می سوزونه، تو مرام ما خسته ها نیست!

 تو این دوره زمونه که مرد گریه نمی کنه؛ مرد سکته می کنه!

 24 ساعتم که خوابیده باشی، خواب سر کلاس یه چیز دیگه ست!

 اصلا مهم نیست که بچه دختر باشه یا پسر. مهم اینه که بچه لپ داشته باش، لپشم چال داشته باشه، همین!

 خونه وقتی مامان توش نیست مثل کامپیوتریه که به اینترنت وصل نیست.

داشتم تو مزرعه گوجه مون قدم می زدم یکدفعه داداشم با پراید رسید، دیدم تو دستش چندتا نون سنگکه، خوب متوجه شدین که ما چقدر پولداریم یا باز توضیح بدم؟

 از عجایب زبان فارسی: جای خالی را با بله یا خیر پر کنید. آیا شما عقل ندارید؟ ... ندارم. عمرا کسی بتونه جواب بده!

 امروز رفتم میوه بگیرم، یه خانمه خیلی شیک اومد گفت آقا پرتقال سامسونگ هاتون خونیه؟ فروشنده گفت نه خانم از این نوکیاها بگیر شاید خونی باشه.

 تو خیابون یه خانمه اومد طرفم گفت دخترم یه خواهر شبیه خودت نداری که دم بخت باشه؟ من به نظرش دم مرگ بودم آیا؟!

 کارنامه من: زبان انگلیسی 19، زبان فارسی 13، یعنی عاشق خودمم!







نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 اسفند 1393
طغان دردی کریمی

بیست ثانیه به این تصویرنگاه کنیدبعدبه دستتان که روی موس است خیره شوید





نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 3 اسفند 1393
طغان دردی کریمی


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
 
هاست لینوکس