تبلیغات
شماریخ - مطالب هفته سوم اردیبهشت 1394
 
شماریخ
درباره وبلاگ


ما ز بالا ییم و بالا می رویم
دیر زمانی بود که می خواستم نا نوشته ها و یاداشت های خود را در جایی منعکس سازم
در زمان دانش اموزی علاقه بسیار به نوشتن داشتم ولی چون به مدار گردش زندگی افتادم این دوران سر گیجه آور که نامش زندگی است مانع شد .ولی به قول شاعر:
هر که او دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
و من آمدم تا خود را باز جویم .
شماریخ در لغت به معنای فراز و بلندی کوه است و چون به کوه و تاریخ علاقه فراوان دارم و رشته تدریس من در آموزش و پروزش تاریخ است این اسم را برگزیدم چرا که هم به کوه نزدیک باشم هم به تاریخ.نقل مطالب از این وبلاگ حتی بدون نام آن ازاد آزاد است

مدیر وبلاگ : طغان دردی کریمی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساعت دیواری

كد موس

 افزایش بازدید و تبادل لینک رایگان - بازدید کننده های سایت خود را افزایش دهید دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ های جدید هندزفری تغییر صدا - هندزفری تغییرصدا موبایل هاست لینوکس هات بانز ارزان افزایش بازدید - افزایش بازدید تبادل لینک رایگان - تبادل لینک رایگان .cor_ban{background:url("http://www.xum.ir/images/2014/09/06/150x150corner.png") no-repeat;position: fixed;bottom: 0px;margin: 0;padding: 0;left: 0px;z-index: 1000;height: 150px;width: 150px;} تبادل لینک - تبادل لینک دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام از این ساعت - دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام از این ساعت دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید خرید تی شرت محرم دانلود آهنگ ویژه ماه محرم - دانلود آهنگ ویژه ماه محرم هاست ویندوز خرید ساعت مچی خرید ساعت مچی خرید ساعت دیواری هاست ویندوز ساعت دیواری طرح پانا تبادل لینک رایگان پاور بانک تبادل لینک رایگان - تبادل لینک رایگان هاست ویندوز فانی بافت .خرید پستی گردنبند. شارژر تبادل لینک اتوماتیک - تبادل لینک اتوماتیک shamarikh50.mihanblog.com value shamarikh50.mihanblog.com Real PR shamarikh50.mihanblog.com Trust shamarikh50.mihanblog.com Alexa/PageRank هاست لینوکس خرید فانی بافت خرید مونوپاد فروش ساعت مچی شارژر همراه پاور بانک حباب ساز جاگل بابل عکس های خفن - عکس خفن خرید اینترنتی پتو اسناگی هاست لینوکس خرید مونوپاد هاست لینوکس ساعت دیواری فانتزی پاور بانک ساعت مچی هاست لینوکس فروش آچار همه کاره حباب ساز جاگل بابل ساعت دیواری فانتزی خرید فانی بافت دانلود آهنگ هاست لینوکس ساعت دیواری فانتزی پایه عکاسی مونوپاد سرور مجازی لیوان همزن شگفت انگیز خرید ساعت دیواری پایه عکاسی مونوپاد دستگاه فر موی مک استایلر .خرید پستی گردنبند. حباب ساز کودک ساعت مچی ساعت مچی ساعت دیواری فانتزی دانلود آهنگ با کیفیت 320 خرید ساعت دیواری مدرن پایه عکاسی مونوپاد هاست لینوکس لیوان همزن شگفت انگیز پوشاک زنانه ترک خرید ساعت دیواری فانتزی خرید پایه عکاسی مونوپاد هاست لینوکس گوش پاکن برقی هاست لینوکس خرید مونوپاد حرفه ای فروشگاه ساعت مچی خرید ساعت دیواری مدرن خرید اینترنتی کیف رولی خرید ساعت دیواری خرید ساعت دیواری فانتزی خرید پایه عکاسی مونوپاد خرید ساعت دیواری مدرن جهرم فان| مجله اینترنتی خرید لباس زنانه مارک دانلود آهنگ
حدود ۳ هفته) پیش مریخ نورد کنجکاوی یا Curiosity یکی از دوربین های خود به نام MASTCAM را به سمت منظره غروب خورشید  گرفت و تعدادی  عکس  به زمین ارسال کرد.

این عکس  ها بعد از پردازش، مناظری دلفریب و البته متفاوت با غروب خورشید  در سیاره مان، را به رُخ کشیده اند.


,عکس های زیبا از غروب خورشید در مریخ مریخ,عکس,غروب خورشید,جالب انگیز، جالب انگیزترین ها، مطالب جالب، عکسهای جالب، جالبترین ها، مطالب جالب و خواندنی


,عکس های زیبا از غروب خورشید در مریخ مریخ,عکس,غروب خورشید,جالب انگیز، جالب انگیزترین ها، مطالب جالب، عکسهای جالب، جالبترین ها، مطالب جالب و خواندنی


,عکس های زیبا از غروب خورشید در مریخ مریخ,عکس,غروب خورشید,جالب انگیز، جالب انگیزترین ها، مطالب جالب، عکسهای جالب، جالبترین ها، مطالب جالب و خواندنی

,عکس های زیبا از غروب خورشید در مریخ مریخ,عکس,غروب خورشید,جالب انگیز، جالب انگیزترین ها، مطالب جالب، عکسهای جالب، جالبترین ها، مطالب جالب و خواندنی


,عکس های زیبا از غروب خورشید در مریخ مریخ,عکس,غروب خورشید,جالب انگیز، جالب انگیزترین ها، مطالب جالب، عکسهای جالب، جالبترین ها، مطالب جالب و خواندنی





نوع مطلب : حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی
عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار



عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار



عکس نوشته های خنده دار

عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار


عکس نوشته های خنده دار







نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت: «خبر داری که چیزی آمده که ما را می‌بُرد و از پایمان می‌اندازد؟»
درخت پیر گفت: «برو ببین از ما هم چیزی همراه او هست؟»
درخت جوان رفت و دید سری از آهن و دسته‌ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر برگشت و گفت: «سرش آهن و تنه‌اش چوب است.»
درخت پیر آهی کشید و گفت: از ماست که بر ماست




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی


پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را می‌طلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست.»
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحت‌تر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیله‌ای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر می‌اندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایده‌ای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»






نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

می‌گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد، با عجله دو مسأله را که روی تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد و به خیال اینکه استاد آنها را به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز و آن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچ یک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت. سرانجام یکی را حل کرد و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آنها را به عنوان دو نمونه از مسائل غیرقابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می‌دانست احتمالاً آنرا حل نمی‌کرد ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیرقابل حل است، فکر می‌کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند و سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی


می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سایرین از آن محروم می‌مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟ چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. آگهی‌هایی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش‌های من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هر چند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلیدخوش‌شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت‌های ظاهراً خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش‌شانس مرتباً با چنین فرصت‌هایی برخورد می‌کنند، درحالی که افراد بدشانس نه. با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت‌هایی است یا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست. به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت: «اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده‌اید، 250 پوند پاداش خواهید گرفت.»


این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این که این آگهی کاملاً خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتاً آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند. مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموماً عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت‌های غیرمنتظره را مختل می‌کند. در نتیجه، آنها فرصت‌های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می‌دهند. برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق یافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند. آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از دیدن سایر فرصت‌های شغلی باز می‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بینند.


تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال بر اساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می‌کنند: 
اول، آنها در ایجاد و یافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند. 
دوم، به قوه شهود گوش می‌سپارند و براساس آن تصمیم‌های مثبت می‌گیرند. 
سوم، به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت‌بخش است.
چهارم، نگرش انعطاف‌پذیر آنها، بدبیاری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می‌توان از این اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین‌هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود. این تمرین‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند. یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود:
هشتاد درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم‌تر از هر چیز خوش‌شانس‌تر هستند و بالاخره اینکه من عامل شانس را کشف کردم.
چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند: به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد. با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید. هر روز چند دقیقه‌ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.
تحقیقی از «ریچارد وایزمن»





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی



گویند زنی زیبا و پاک سرشت به نزد حضرت موسی علیه‌السلام، كلیم‌الله، آمد و به او گفت: «ای پیامبر خدا، برای من دعا کن و از خداوند بخواه که به من فرزندی صالح عطا کند تا قلبم را شاد کند.»
حضرت موسی علیه‌السلام دعا کرد که خداوند به او فرزندی عطا کند. پس ندا آمد: «ای موسی، من او را عقیم و نازا آفریدم.»
حضرت موسی علیه‌السلام به زن گفت: «پروردگار می‌فرمایند که تو را نازا آفریده است.»
پس زن رفت و بعد از یک سال بازگشت و گفت: «ای نبی خدا، برای من نزد پروردگار دعا کن تا به من فرزندی صالح عطا کند.»
بار دیگر حضرت موسی دعا کرد که خداوند به او فرزندی ببخشد. دوباره ندا آمد: «من او را عقیم و نازا بیافریدم.»
موسی به زن گفت: «خداوند عزوجل می‌فرماید تو را نازا بیافریده.»
بعد از یک سال، حضرت موسی همان زن را دید در حالی که فرزندی در آغوش داشت.
از زن پرسید: «این نوزاد کیست؟» 
زن جواب داد: «فرزند من است.»
پس موسی علیه السلام با خداوند صحبت کرد و گفت: «بارالها، چگونه این زن فرزندی دارد در حالی که تو او را عقیم و نازا آفریدی؟!»

پس خداوند عزوجل فرمود: «ای موسی هر بار که گفتم «عقیم»، او مرا «رحیم» می‌خواند. پس رحمتم بر قدر و سرنوشت پیشی گرفت.» 


تقدیم به مادران خوب ترکمن صحرا و مادران خوب جهان 



















نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى می‌گذشت. در راه به عبادتگاهى رسید که عابدى در آنجا زندگى می‌کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آنجا گذشت. وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان جا ایستاد و گفت: «خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.»
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناهکار محشور مکن.»
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو: «ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی‌کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.»





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

رفتم سوپر مارکتی دیدم بالای در مغازه نوشته این مغازه مجهز به دوربین مداربسته می‌باشد. موقع حساب کردن نگاهی به سقف و گوشه و کنار انداختم ولی هیچ اثری از دوربین ندیدم.
گفتم: «این دوربین مداربسته را کجا نصب کردیده‌اید؟»
اشاره به قاب بالای سرش کرد که دیدم کلمه الله نوشته شده و گفت: «این بهترین دوربین مداربسته جهان است و نوشته من هم برای یادآوری به خودم و مردم می‌باشد که بدانیم همیشه یک نفر اعمال ما را زیر نظر دارد و او خداوند است.»




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

تنهاترین نهنگ دنیا، عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یك وال آبی داد. نهنگی که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهایی‌اش را کشف کردند.
نهنگ ۵۲ هرتزی، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند. محدوده صوتی آواز وال‌های آبی بین ۱۵ تا ۲۰ هرتز است در حالی که آواز این نهنگ ماده فرکانسی معادل ۵۲ هرتز داشت، در نتیجه توسط هیچ نهنگ دیگری قابل شنیدن و شناسایی نبود.
این داستان شاید حکایت تنهایی خیلی از ما باشد، سخن گفتن و زیستن در آواها، رویاها و دنیاهایی که توسط دیگران قابل دیدن، شنیدن و درک کردن نیست.





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

ﺍﺯ ﺍﻓﻼﻃﻮﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟»
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﻋﺠﻠﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ! ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﭘﺲ‌ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ، ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﻣﯽﻣﯿﺮﺩ! ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯾﺎ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺍﺳﺖ.»





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

 

کاش می دیدم تو را در رویای

شیرین چون لحظه های بودنت

ای گم شده در خاطرات رنگینم  

ای بلند پندار دیرینم

لمس دستانت اوج احساسس است

که مرا به تمام لحظات خوب بودنت

پیوندی عاشقانه خواهد داد

توهمان تابلوی زیبای آفرینشی

که در نگاهش

آفتاب معنای بودن است

و لبخندش لحظه های ناب خواستن

هوا هنوز هم سرشار از

بودن توست

ای معنی عاشقانه

ای بال پریدن عارفانه

دستانت را به من بده

و لبخند ت را

که زیباترین لحظه ها

 لبخند توست


در چهره زیبایت

بانوی سبز بهار

شکوفه سپیدی تو

آب طراوتت

باران ترانه های کودکانه ات

در گذر از فصلهای بی قرار

از دوریت

باز کدام تقویم کهنه

مرا به تو وصل خواهد کرد

کدام یاد اشت خاک خورده

کدام نقاشی زیبای نگاه تو  

مرا به امید دیدارت

زنده خواهد کرد

سبز خواهد نمود

در باغ بی برگی پائیز

در فصلهای  برگ ریز

کاش تو بودی در باغ خیالم

تا درختان در گذر تو

سبزی را به عاریت

به بهار دلم هدیه دهند

ای عاشقانه ترین بانوی فصلها

ای دختر تمام هوسها

در قاب خالی دلم

تو عکس آفتاب باش

تا من با طلوع نگاهت به

باور سپیدی صبح ایمان بیاورم

تو باش شعر آخرینم

توباش همان مهمان دیرینم


وقتی نگاهت را به من دادی

باور تمام لحظه های عاشقی

تاریخ در کتاب قلبم

سطر سطر نوشته شد

شعر های خیالم چون چشمه جوشید

از میان قلبت که سنگ نبود

محفل رنگ نبود

دنیای ننگ نبود

قلبت چشمه عشق بود

که آب پاک دوست داشتن را به نهر

جاری زمان می ریخت

گل عشق از تو آب می خورد

و تمام بهار طراوت سبزه زار را

از تو،وام می گرفت

در قلبم تو خون گرم عشق را به

جوشش دیدارت زنده می کردی

ای دختر زیبا روی  صحرا

ای بانوی بی قرار چون  دریا

ای بلند چون کوه های رویا

و من دور شدم از تو

چرا که وصلت تنها

خیالی بیش نبود


دردنیایی که دیوار بلند فاصله

با آجرهای خشن تفاوت

دوستی را زندانی می کرد تا

احساس به هواخوری باغ

نرود

تا دیدار در پس فاصله ها

بمیرد

تا عشق ها در خیال رنگ نگیرد

اما خیالت هم برای من زیباست

گرچه نمی دانم رد نگاه زیبایت

امروز کجاست ؟

من تو را هنوز هم در

زیبایی بلند قله ها می بینم

سپید چون برف زمستان

سبز چون باغ وبستان

تو دوری

اما رنگ صدایت

هنوز هم در آواز

کوهها از توبرایم

قصه ساز می کند

عشق را آغاز می کند

و دلم هنوز هم

به یادت پرواز می کند .

 





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی

نوازش بهار 
صدای کوهسار 
رهایی از دنیای بی قرار 
رسیدن به عشقهای ایده آل 
خوب شدن 
خوب ماندن 
خدا را به صحبت خواندن 
در عشق او ماندن 
کوله بار معرفت را بردن 
مهر را به منزل دوستی سپردن 
همه در کوه هویداست 
همه درسهای زیبای ماست 
دور شدن و به 
یار دیرین پیوستن 
با آبشار و جنگل 
از بدیها گسستن 
آسمان آبی 
رویایی خیالی 
در دریاچه دوستی شنا کردن 
با کینه ها وداع کردن 
همه در قله ها پیداست 
این صدای کوه 
برای ما آشناست 
در خط الراس همسایه بودن با ابر 
در دره ها ،دوستی با رعد 
صاعقه نور باریدن 
از صفا چون خورشید تابیدن 
سیب را قسمت کردن 
به دوست خدمت کردن 
در هر صعود زیباست 
این تابلوی فرداست 

lb2d_img_1284.jpg


flgg_img_1286.jpg

روستای زاوبالا با منظره ی بسیار زیبا 

804l_img_1297.jpg

شکارچی منتظر شکار 

wrd6_img_1295.jpg

زیبا و بی نظیر 

r1y9_img_1300.jpg

تقدیم به مردمان بیلی داغ 

در چمنزار زیبای آفرینش
 لحظه ی رها شو  
غرق شو در خلقت 
پر شو در بینش 
رها کن خود را از غم 
شاد باش با جمع 
درس گیر از خلقت 
عشق گیر از حجت 
برس به مهربانی 
درسهای زیبای آسمانی 
دوست بدار کوه و آبشار 
عشق بورز به زیبایی بهار 
در هر قدم دانه ی بندگی بکار 
تا رسی به مزرعه کردکار 
خوشه برچین از این باغ 
پرواز کن در بیلی داغ  

1msv_img_1305.jpg

نام قله به ترکمنی ( رستم داش آتان ) یعنی جای که رستم سنگ خود را پرتاپ کرد .یکی از قله های فرعی بیلی داغ 

qtp5_img_1312.jpg
تقدیم به مادران خوب صحرای ترکمن و این مادر مهربان ترکمن که در مسیر روستای زاو پایین دیدم .این صحنه سخت مرا تحت تاثیر قرار داد ولحظه ی مادر زحمت کش خودم در جرگلان زادگاهم یاد م آمد .به او از راهی دور سلام فرستادم و دستانش را از راهی دور بوسیدم .خدایا این کلام حقیر وپر از اشکال مرا که در قالب یک دل نوشته بیان شده است بپذیر ومادرم و تمام مادران دنیا را در صحت وسلامت نگه دار .آمین یارب العالمین 
مادرم ،ای مهربانترین زن جهان 
ای چون مروارید در صدف نهان 
زن کار و زن زحمت و تلاش 
زن معرفت در جستجوی معاش 
دستان توپر از کار و هنر است 
شب وروزت با عشق در گذر است 
ای زن پر مهر صحرای ترکمن 
ای پر از لالایی آوای  ترکمن 
دوست دارم تو را چون آسمان 
چون تویی زیبا تر از کهکشان 
در گامهایت آوای زیبای بهشت 
پروردگار هم این را برایت نوشت 
چون که بهشت باشد جای تو 
آن بهشت باشد زیر پاهای تو  

3u07_img_1314.jpg


کودک من 
ای نشسته در بَر من 
امیدم ،دلبندم 
بزرگ شو با پاکی 
در کوچه های خاکی 
عشق تو کند در دنیا 
شوری بر پا 
پر از راز و غوغا 
کودک آرزوهای من 
ای دلبندم 
ای ستاره شبهای تارم 
تنها با یاد تو 
من در پیوندم 
بزرگ شو و سرفراز 
چون کوههای بیل داغ 
پر از شور وآواز 
در سایه سار دستهای تو
گلها خواهند شگفت 
خاک خواهد خندید 
عشق از نگاهت 
خواهد تابید 
از چشمان سیاه تو 
هزار خورشید امید
طلوع خواهد کرد
در صحرای زیبای ترکمن 
تا کرانه های سپید 
تنها از نگاه تو 
کودک دلبندم 
فرزند صحرایم 
عشق خواهدتابید 
تا بلندای کوههای سرزمینم 
نامت چون باد 
خواهد وزید 
کودک امید من 
ای گل واژه ی آفرینش 
بتاب در سیاهی شب 
چون مهتاب 
جاری باش چون آب 

rbgv_img_1315.jpg

بچه های خوب صحرای ترکمن 

xnb6_img_1316.jpg

با لبخند بهار برلبانشان 

fj9k_img_1317.jpg

دنیایی از آرزو در خیالشان 

 تقدیم به روستای خوبم باغلق زادگاهم در جرگلان وتمام روستاههای ترکمن صحرا با مردمان خوبش 


tmh9_img_1210.jpg

روستای خوب من یاد آور

خاطرات با شکوه

ای پر از مهر مادر

ای دستان مهربان پدر

ای روستای دور

44oj_img_1288.jpg

روستای سبزم مانده است

در پشت قله های دور

کوچه های خاکیش

مرا  می بردسوی نور

نوای پدر بزرگ با سازش

ابرها ی آسمان روستا

دور می شوند و من

باز گریان از یادش

گویی رفته از یادم

دل من سوی کسب وکارش

ابر می رود از بالای کوه

نگاه من در پی عبورش

دور می کند آرام خود را

چون خاطرات دیدارش

خاطرات روستا

دیگر گویی خفته است

گویی با گذر از روستا

دنیایی کودکی هم رفته است

روستا پاک است و سپید

هدیه ی آسمانش باران است

گویا لحظه های دیدارش

هدیه ی  به یاران است

باز قله آن دورها

می کشاند مرا سویش

گویی من با خاطراتم

گم می شوم در آغوشش 

wdg3_img_1318.jpg

ep1w_img_1320.jpg

dxjm_img_1322.jpg

تا صعودی دیگر در پناه حق .......




نوع مطلب : رهنمون، کوچه فرهنگ، حس مشترک، کوه ها و آدم ها، دل نوشته، گزارش صعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394
طغان دردی کریمی


 
 
 
هاست لینوکس