تبلیغات
شماریخ - مطالب هفته چهارم فروردین 1394
 
شماریخ
درباره وبلاگ


ما ز بالا ییم و بالا می رویم
دیر زمانی بود که می خواستم نا نوشته ها و یاداشت های خود را در جایی منعکس سازم
در زمان دانش اموزی علاقه بسیار به نوشتن داشتم ولی چون به مدار گردش زندگی افتادم این دوران سر گیجه آور که نامش زندگی است مانع شد .ولی به قول شاعر:
هر که او دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
و من آمدم تا خود را باز جویم .
شماریخ در لغت به معنای فراز و بلندی کوه است و چون به کوه و تاریخ علاقه فراوان دارم و رشته تدریس من در آموزش و پروزش تاریخ است این اسم را برگزیدم چرا که هم به کوه نزدیک باشم هم به تاریخ.نقل مطالب از این وبلاگ حتی بدون نام آن ازاد آزاد است

مدیر وبلاگ : طغان دردی کریمی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساعت دیواری

كد موس

 افزایش بازدید و تبادل لینک رایگان - بازدید کننده های سایت خود را افزایش دهید دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ های جدید هندزفری تغییر صدا - هندزفری تغییرصدا موبایل هاست لینوکس هات بانز ارزان افزایش بازدید - افزایش بازدید تبادل لینک رایگان - تبادل لینک رایگان .cor_ban{background:url("http://www.xum.ir/images/2014/09/06/150x150corner.png") no-repeat;position: fixed;bottom: 0px;margin: 0;padding: 0;left: 0px;z-index: 1000;height: 150px;width: 150px;} تبادل لینک - تبادل لینک دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام از این ساعت - دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام از این ساعت دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید خرید تی شرت محرم دانلود آهنگ ویژه ماه محرم - دانلود آهنگ ویژه ماه محرم هاست ویندوز خرید ساعت مچی خرید ساعت مچی خرید ساعت دیواری هاست ویندوز ساعت دیواری طرح پانا تبادل لینک رایگان پاور بانک تبادل لینک رایگان - تبادل لینک رایگان هاست ویندوز فانی بافت .خرید پستی گردنبند. شارژر تبادل لینک اتوماتیک - تبادل لینک اتوماتیک shamarikh50.mihanblog.com value shamarikh50.mihanblog.com Real PR shamarikh50.mihanblog.com Trust shamarikh50.mihanblog.com Alexa/PageRank هاست لینوکس خرید فانی بافت خرید مونوپاد فروش ساعت مچی شارژر همراه پاور بانک حباب ساز جاگل بابل عکس های خفن - عکس خفن خرید اینترنتی پتو اسناگی هاست لینوکس خرید مونوپاد هاست لینوکس ساعت دیواری فانتزی پاور بانک ساعت مچی هاست لینوکس فروش آچار همه کاره حباب ساز جاگل بابل ساعت دیواری فانتزی خرید فانی بافت دانلود آهنگ هاست لینوکس ساعت دیواری فانتزی پایه عکاسی مونوپاد سرور مجازی لیوان همزن شگفت انگیز خرید ساعت دیواری پایه عکاسی مونوپاد دستگاه فر موی مک استایلر .خرید پستی گردنبند. حباب ساز کودک ساعت مچی ساعت مچی ساعت دیواری فانتزی دانلود آهنگ با کیفیت 320 خرید ساعت دیواری مدرن پایه عکاسی مونوپاد هاست لینوکس لیوان همزن شگفت انگیز پوشاک زنانه ترک خرید ساعت دیواری فانتزی خرید پایه عکاسی مونوپاد هاست لینوکس گوش پاکن برقی هاست لینوکس خرید مونوپاد حرفه ای فروشگاه ساعت مچی خرید ساعت دیواری مدرن خرید اینترنتی کیف رولی خرید ساعت دیواری خرید ساعت دیواری فانتزی خرید پایه عکاسی مونوپاد خرید ساعت دیواری مدرن جهرم فان| مجله اینترنتی خرید لباس زنانه مارک دانلود آهنگ
در کوهها تمام مفاهیم زیبای دوست داشتن در شکل یک صعود برای شما متجلی می شوند .

در مورخه 94/1/28 به همراهی  بچه های خوب باشگاه البرز گنبد برنامه کوهنوردی رودبار به رضی اجراء گردید .این گزارشی تصویری و دل نوشته های این صعود است .
تقدیم به عاشقان کوهها و انسان که خود قله ی ناشناخته و زیباهستند .

روستای رود بار در مسیر جاده آزاد شهر به شاهرود در 10کیلومتری خوش ییلاق واقع شده است . آب و هوای کوهستانی و وجود رود رودبار که نام روستا از آن گرفته شده زیبایی خاصی به این روستا داده است . منطقه مورد صعود از این روستا آغاز و خط الراس آن که نعیم آباد  نامیده می شود به روستای رضی در جاده رامیان ختم می گردد.بکر بودن منطقه و طولانی بودن مسیر همراه با ناشناخته های آن موجب شد تا ما از تجربیات و راهنمایهای استاد منصور گوگلانی کوهنورد خوب و با تجربه گنبدی و از راهنمایان کوهستان باشگاه البرز استفاده و مسیر را صعود نماییم .لازم به یاد آوری است که به هیچ عنوان این مسیر را بدون راهنما صعود نکنید .ارتفاع این منطقه در بلندترین نقطه خط الراسی آن 2200متر می باشد .


IMG_0786.JPG

مسجد روستای رود بار 

در بلندای مناره های نور 
آنجا که عشق به مهمانی 
می خواند مرا 
آوای زیبای توبه 
گوش می رسید 
ای خالق زیبا 
با نوای خوش آوازت 
دل می رفت از هوش 
همه ی صداهها در 
صدای تو
می گشت سرد و خاموش 
پرنده های پشت بامت 
آواز بهار می خواندند 
فرشته های زیبایت 
بوی بهار می دادند 
باز دلم با یادت 
صعود را آغاز می کرد 
باز می رفتم سوی قله 
با تو پرواز می کردم 
کاش در هر گامم 
تو را صدا می کردم 
کاش در حرفهایم 
تو را پیدا می کردم 
از گنبد آبیت 
آسمان باز پیدا بود 
باز هم کبوترانت 
در شور و غوغا بود 
باز در همنوای باران 
تو ابر رحمت بودی 
باز در کویر دلم 
تو عامل هجرت بودی 

IMG_0787.JPG

روستای رود بار با رودخانه آن که به علت کمبود باراندگی ها بسیار کم آب شده است .

رودبار زیبا 
کجا می روی ؟
می روم سوی یارم 
سوی دوستدارم !
مرا با خود ببر آنجا 
من نیز چون توبی قرارم !
برای رفتن تنها 
دلی می خواهد آسمانی 
قدم بگذار در راه 
توحتمأ می توانی 
جاری باش چون من 
بیا تا از دره ها بگذریم 
سرود خوانان و غزل گو 
سوی آسمانها رویم 
بیا پاک باشیم و زلال 
قصه فردا را گوییم 
بیا تا می توانیم 
از عشق و خوبی بگوییم 
رود بار 
رودبار زیبا 
دست های مرا بگیر 
ببر مرا با خود 
سوی دریا 
کاش من نیز با تو 
باز جاری شوم 
باز هم با سبزی 
من نیز بهاری شوم 
در هوای تو 
من نیز دریا را می بینم 
با رفتن و پیوستن 
من نیز فردا را می بینم 
فردا از آن من تو 
عشق را هم ببینم 
فردا را باید بسازیم 
عشق را پس بگیریم  
باز هم در قله ها 
زندگی با شور پیداست 
باز هم  قصه ی زندگی 
آز کوهها پیداست 


IMG_0788.JPG

خانه های ساده روستا 
بی هیچ آرایشی 
مردمانش مهربان 
بی هیچ پیرایشی 
سخت مهربان و خوب 
قلبهایشان آسمانی است 
باز هم در سُفرهایشان
نان گرم با مهربانی است 
مردمان روستا 
ساده و خوش زبان  
حرفهای ساده دارند 
با لبخندی مهربان 
خانه هایشان ساده 
سفرهایشان ساده 
مست با یاد خدا 
بی منت وبی باده 
بهار با آنهاست 
گرمی تابستان دارند 
در فصل سرد زندگی 
خورشید تابان  دارند 
کاش این سادگی 
این صفا وصمیمیت 
اندکی می آمد 
سوی شهر پر حیلت 
کاش شهرهای ما نیز 
ساده و روستای می شد  
کاش باز هم می خواندیم 
دل ما نیز تابستانی می شد 

IMG_0790.JPG
شکوفه ها ی بهاری در مه صبحگاهی 

بهار آمده بود تا 
با روستا عشق کند 
باز در دفتر دلش 
مهر را سرمشق کند 
باز پوشاند به درخت 
لباس رنگها را 
باز عروس کرده بود 
درختان فصلها را 
مه صبحگاهی باز 
روستا را بیدار می کرد  
باز بهار با زیبایی
 روستا را 
هوشیار می کرد 
بهار با تمام زیبایی 
برد مرا به آسمان 
باز دلم در این صعود 
گشته بود ساده ومهربان 
کاش بهار در قلبم 
همیشه از تو بخواند 
کاش با یاد نگاهت 
باز هم قدر تورا بداند 


IMG_0791.JPG

درها باز 
قلبها مهربان 
مردمان روستا 
با عشق همزبان 
رنگ درهایشان 
آبی آسمان 
حرفهای ساده دارند 
آنها با مهمان 
مثل سادگی روستا 
زبان عشق را می فهمند 
با سفره ی نان گرم 
در کوچه ها می گردند 
هیچ دری بسته نیست 
در کوچه های روستا 
درها سوی تو است 
ای خدای بی همتا 
سادگی و طراوت 
در هوای روستا جاری است 
دلهایشان مهربان 
از بدیها خالی است 

IMG_0792.JPG
در ابتدای صعود مه بهاری روستا را پوشانده بود 

IMG_0793.JPG


درخت با بهار همسایه بود 
پنجره با آفتاب 
روستا آرام خوابیده بود 
با لالایی  مهتاب 
سبزی آرام آرام 
می آمد با بهار 
دلها دوباره می گشت 
شاد و گرم کار 
وقت ،وقت تلاش 
وقت صعود بود ورفتن 
باز به قله می رسیدیم 
با هر گام خویشتن 
باز می رفتیم سوی خدا 
باز دعا می کردیم 
باز در هر قدم 
عشق را صدا می کردیم 
کاش تو بودی آنجا 
باز با تو می رفتم 
دست در دست هم 
پیمان با تو می بستم 
قله ها ی دور دلم 
باز یاد تو کرد 
باز هم بوی تو 
دلم  را  دیوانه کرد 


IMG_0795.JPG


IMG_0796.JPG



IMG_0797.JPG


IMG_0798.JPG



IMG_0799.JPG


IMG_0800.JPG

تابلوی سنگ 

IMG_0801.JPG


IMG_0802.JPG


با کوه حرف باید زد 
با کوه راه باید رفت 
با کوه باید شاد بود 
با کوه  پرواز باید کرد 
کوه ها خاکی ومهربانند 
کوهها با سادگی 
قدر ما را می دانند 
در کوه باید پاک بود 
در کوه باید عشق بود 
سادگی درس کوه است 
آنجا باید خاک بود 
کوه با وقار خود 
درس آزادگی می دهد 
درسهایش ساده است 
درس افتادگی  مید هد 

IMG_0804.JPG

با تمام خستگی 
لبخند بزن در کوه 
این بهترین پیام است 
ماندگار و با شکوه 
با کوه حرف بزن 
با کوه خنده کن 
بدیها را دور کن 
شیطان را بنده کن 
کوه خانه دل است 
پاک و بی صدا  
باش در آنجا سربلند 
افتاده و بی ریا 

IMG_0808.JPG

در مه و در باران 
در طوفانهای  سرد کوهستان 
مبر از یاد قله را 
تابستان است پس از زمستان 

IMG_0809.JPG

بنگر به ابرها 
می روند آهسته 
رهرو باش در این ره 
گام بردار پیوسته 

IMG_0810.JPG

سنگها را نگاه کن 
سبزه ودرخت را 
با مهربانی و عشق 
در خاک نشسته 

IMG_0811.JPG

فصلها می آیند 
روزها می روند 
باز گرما می رسد 
در قلبهای خسته 
باز کن پنجره را 
بهار را صدا کن 
پرنده ها می خوانند 
برای من چشم بسته 
کاش بودم چون کوه 
پاک و بی آلایش 
کاش با آسمان 
بودم در صحبت ونوازش 

IMG_0814.JPG

کوه را بایددوست داشت 
کوه را باید پرستید 
چرا که آنجا هم 
خدا با ما  نشسته 

IMG_0816.JPG


IMG_0817.JPG


قله ی چل پق با آخرین برفهای زمستانی 




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، حس مشترک، کوه ها و آدم ها، دل نوشته، گزارش صعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 31 فروردین 1394
طغان دردی کریمی

. یه خونه دوبلکس هم نداریم ، پله داشته باشه با خانواده که حرفمون شد ، بغض کنیم ! دستمونو بگیریم جلو دهنمون ، بدو بدو پله ها رو بریم بالا خیلی کلاس داره لامصب 

***

 گلابی کیست ؟! گلابی آدمی است که ۳ ساعت با او دردودل میکنی، بعد میگه : چی بگم والا خودت بهتر میدونی 

.

***

. . توی زندگی ، پول هیچ ارزشی نداره ! جان ؟! خفه شم ؟! چشم 

 

***

 هیچی مثل یه جاری زشت به خانم ها اعتماد به نفس نمیده  . . . .

***

دختره اینقدر پست عاشقانه گذاشته که دل منم واسه پسره تنگ شده داداش اگه راه داره برگرد خیلی آقایی 

***

. . . . آشغالترین نوستالژی دوران کودکی : منم بیام ؟!! نه ، ما داریم میریم آمپول بزنیم 

***

 

. . . . طرف برادرشو نصیحت میکرده میگه وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش ، مثل من ! دیشب به زنم گفتم باید ساعت یازده آب گرم باشه ، اونم آبو گرم کرد ! داداشش گفت ساعت یازده آب گرم میخواستی چیکار ؟ گفت : آخه پوستم حساسه نمیتونم با آب سرد ظرف بشورم  . . . .

 

***

شمام هیچ کاری نمیکنید ولی وقت کم میارید ؟  یا فقط من اینجوریم ؟! . . . .

***

علم بهتر است یا آمپول؟ هوررراااااا بالاخره علم موفق شد . . . .

 

***

زرشک چیست ؟! یه چیز تو مایه های انگشت شصت هستش ولی از نوع گیاهیش  . . . .

***

وقتی چیزیو گم کردی و مامانت نتونست پیداش کنه، بدون واسه همیشه گم شده  . . . .

***

این بچه هایی که الان شلوغ میکنن بهشون میگن ” بیش فعال ” ! زمانی که ما بچه بودیم و شلوغ میکردیم بهمون میگفتن پدر‏‌‏سّگ ! ادبیات خیییلی تغیر کرده ها  . . . .

***

 

مهمون اومده ، مامانم می خواست ظرف میوه رو بچینه یه موز از یخچال یکی از کابینت یکی از فر اجاق گاز یکی از ماشین ظرفشویی و . . . تا بالاخره ده دوازده تا موز جور کرد ! خداییش اگه باندهای مواد مخدر اینجوری کار کنن هیچوقت متلاشی نمیشن 

***

 

این دهه شصتیا که هی نسل سوخته نسل سوخته میکنن فکر نکنن ما یادمون رفته ماه رمضوناشون تو زمستون بوده ! . . . .

***

 

***

پدرسّگ نریخته، چیست؟ اصطلاحی که ایرانیان بعد از گرفتن موجودی کارت خود به کار میبرند 

 

 ***

میدونین هر دختری که ازدواج میکنه اولین کسی که از دستش راحت میشه کیه؟ ” حافظ شیرازی ” ازبس فال میگیرن . . . .

***

من نبودم دستم بود ، تقصیر آستینم بود آستین مال کت ام بود ، کت ام مال بابام بود” این شعر نشون میده ما از همون دوران طفولیت اینجوری یادمون دادن که اشتباه خودمون رو گردن یکی دیگه بندازیم . بعد میگن چرا این جوری بار اومدین  . . . .

***

.هیچی بدتر از این نبود که شام خوشمزه داشته باشید، مهمونای خوب داشته باشید، فیلم عالی هم داشته باشه اما تو؛ مشقات مونده باشه! یادتونه؟ 

***

 

 

منبع: وبلاگ بجنورد 1400





نوع مطلب : لبخند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 29 فروردین 1394
طغان دردی کریمی


کوهها همان گمشده درونی ما هستند که با دیدن آن آرامش جای اضطراب و آسایش جای سختی را در قله می گیرد .


گورستان تاریخی خالد نبی یکی از قدیمی ترین گورستانهای جهان است .سنگ مزارهای این گورستان نیز در نوع خود بی نظیر هستند.به دونوع تقسیم می شوند .نوع اول استوانه ی که می توان آن را به شکل سر انسان یا سرداری دست بریده یا قوچ یا مناره تصور کرد و نوع دوم به شکل برگ گشنیز که متعلق به زنان است .تعداد گور مردان بیشتر از زنان است .نزدیکی این منطقه به دیوارتاریخی کوروش که ترکمنها آن را قزل آلان و در کتب تاریخی به دیوار گرگان معروف شده است این فرضیه را تقویت می کند که در هزاران سال پیش در این منطقه بین مدافعان و مهاجمان جنگی سخت صورت گرفته است که با پیروزی مهاجمان آ سیایی به پایان رسیده است .مهاجمان در سر فرصت با آیین خود مردگانشان را دفن نموده اند .نکته جالب این است که این سنگ قبرهها در تمام طول دیوار تاریخی قزل آلان در سراسر ترکمن صحرا دیده می شود .شکل این سنگها گویا الهام بخش برج قابوس هم بوده است . به اعتقاد مردم بومی منطقه اینان مجسمه های دشمنان خالد نبی بوده اند که به شکل سنگ در آمده اند .
شکل توتمی آن شاید به اعتقادات ایران باستان نیز مربوط شود چرا که در ایران باستان قبل از ظهور دین زرتشت و گسترش آیین میترائیسم نماد باروری و آب در شکل نمادین آن به شکل مردانه و زنانه نمایش داده می شده است .البته این نمایش هیچگاه نمادی از برهنگی نبوده بلکه سر منشاء اعتقادی و بار وری داشته است .

IMG_0731.JPG


IMG_0732.JPG



IMG_0733.JPG



IMG_0734.JPG


IMG_0735.JPG


سنگ مزارهها را از این کوهها کنده و شکل داده اند .

IMG_0737.JPG

منظره ی گورستان تاریخی از دور  

IMG_0738.JPG


IMG_0739.JPG

مسیر گورستان تا حدودی صعب العبور و سخت است .احتیاط کنید .

IMG_0740.JPG

زوز آزمایی با سنگ 

IMG_0742.JPG

سنگهای برگ گشنیزی  سنگ مزارهای زنانه 

IMG_0743.JPG



IMG_0744.JPG



IMG_0745.JPG

IMG_0746.JPG


IMG_0747.JPG



IMG_0751.JPG


IMG_0755.JPG



IMG_0757.JPG


IMG_0758.JPG


حالت صلیب گونه این سنگها نیز در نوع خود جالب توجه  و اینکه خالد نبی نیز از پیا مبران مسیحی بوده است .

IMG_0759.JPG


IMG_0760.JPG


IMG_0762.JPG


IMG_0768.JPG


IMG_0769.JPG


مرقد چوپان آتا  از زاویه ی دیگر 

IMG_0772.JPG



IMG_0773.JPG


IMG_0774.JPG


مسیر زیارتگاه که شیب بسیار تندی دارد و بوسیله بریدگی های سیمانی به شکل شیار گونه در آمده تا ماشین ها دچار مشگل نشوند . اغلب مردم ماشین های خود را در پارکینگ پایین گذاشته و مسیر را پیاده طی می کنند .داشتن کفش مناسب از ضروریات این صعود است .

IMG_0775.JPG


پیرمرد ترکمن که برای زیارت بالا می رفت و خستگی در می کرد .

IMG_0776.JPG

پیر بود و مهربان 
خسته از گذشت روزگار ش
آمده بود به زیارت 
تا کند یادی از یار ش
چهره اش غرق نور 
سیمایش نورانی 
قصه ها داشت برایم 
از روزگار باستانی 
با دشت الفتی داشت 
یاد می کرد از گذشته 
حسرتی بر لبانش 
از خاطرات نا نوشته 
یاد می کرد از زمانی 
که بود جوان وبرنا 
دست در دست یاری 
که بود در کنارش رعنا 
روزهها و شبهایش 
گرچه با سختی می گذشت 
بود خوشحال با یارش 
چون بود در کنارش 
با صدای گرم و خوبش 
گفت به من ای جوان 
قدر بدان زندگی 
در خاطره ها بمان 
باش با مردم مهربان 
تا بمانی در زمان 



IMG_0781.JPG



IMG_0780.JPG

بهترین مسیر رسیدن به خالد نبی : پس از عبور از شهر کلاله به طرف مراوه تپه در حدود 12کیلومتری به دو راهی روستای تمر قره قوزی می رسید .تابلوی به طرف زیارتگاه خالد نبی بهترین راهنمای شماست . مسیر تا روستای گچی سو آسفالت بوده و چند کیلومتر آخر شوسه می باشد .




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، کوه ها و آدم ها، دل نوشته، گزارش صعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 29 فروردین 1394
طغان دردی کریمی
کوهها  هستند که شما را به قله ی ایمان می رسانند و شما در آنجا  خود را می یابید .


IMG_0610.JPG


در پس کدام جاده 
چشم انتظاری مرا 
تا به پیشواز من بیایی
محبوبم 
از سفری دور می آیم 
و تو را می خوانم 
این همه راه 
این همه ی جاده 
ختم به دیدار تو خواهد شد 
آنگاه که مرا صدا می کنی 
وقتی باد عطر پیراهنت را 
به سوغاتی دل بی قرارم  می آورد 
وقتی بهار ،نقشی از زیبایی توست 
وقتی آواز هایم 
ترانه هایم 
شعرهایم 
تنها یادگار توست 
این همه راه 
نشانه ی از عشق  هزار باره توست 
به من 
به بهار 
به عشق 
ترانه ی ماندگار 
کدامین قله ، جایگاه توست 
من در کدام قله تو را پیدا کنم 
در کدامین کوه تو را صدا کنم 
کاش در پس این جاده ها 
تو ایستاده باشی 
بانوی صحرا 
بانوی تنها 
یادگار عشقهای زیبا 


IMG_0699.JPG

کمک و یاری رساندن به هم بهترین درس کوهنوردی است . وقتی کسی به یاری شما احتیاج دارد باید که دستانش را بگیری و یاری رسان او باشی .
این صحنه زیباترین صحنه ای  این گزارش است .

IMG_0700.JPG


IMG_0701.JPG


در ابتدا ، در انتها ، در 
پایان ، در آغاز 
در سختی ، در آواز 
تنها تو یی مقصود 
تنها تویی معبود 
بهار هدیه ی از توست 
برای عاشق بی قرار 
سبزی یادگار توست 
برای  چشمهای در انتظار 
مرا صدا کن  
از قله هایت 
از کوههایت 
از طلوع زیبایت 
وقتی می آیم 
تو باش درکنارم  
تا عطش تشنگی دیدارت 
مرا به سیرابی چشمه 
پیوند زند 
تو باش تا دستانت 
مرهم آرامش من باشد 
کلامت  ایمنی تن باشد 
بگذار بهار هم 
بی قراری من را 
در لباس سبز خود 
به تو نشان دهد 
تا جاودانه شود 
این ترانه عاشقانه 
در دفتر روزگار 
ای پروردگار 

IMG_0702.JPG

منطقه ی هزار دره 
به علت وجود هزاران تپه خاکی و تپه ماهورها آن را هزار دره نامیده اند .دیدن این منظره شما را غرق در حیرت می کند .دریایی از تپه ها  که شما را به فکر فرو می برد .و تنها می توان گفت :خدایا زیباست و زیبایی را دوست دارد .




IMG_0703.JPG

جاده ی مراوه تپه به گنبد که خود از جاذبه های دیدنی است .

IMG_0705.JPG

حضور نیرو های خوب هلال احمر در این برنامه از نقاط قوت بود .خستگی بعد از صعود و استراحت در روی فرش گلها ، شاید بتوان آن را زیباترین فرش جهان دانست .

IMG_0706.JPG



چوپان آتا  ،یار ومرید حضرت خالد نبی که مزارش در پایین دست مزار استادش قرار گرفته است .او نمی خواسته در پیش استادش به خاک سپرده شود چرا که می گفته من هیچگاه نمی توانم به مقام اوبرسم ،پس مرا اندکی دورتر از استادم دفن کنید تا روحم هر روز به زیارت او برود .این گنبد زیباترین گنبد جهان است که در این ارتفاع با این خشوع قرار گرفته است .در زیر این گنبد چشمه ی فرار گرفته که ترکمنها آن را چشمه ی خضر نبی می نامند .آب این چشمه شفا بخش است و بر بالای آن درخت نذر کرده ی وجود دارد که مردم برای حاجات خود  بر آن دخیلی می بندند .


چوپان آتا  ، چوپان آتا 
ای همسایه آسمان 
ای در کنار خالد نبی 
ای دوست مهربان نبی 
مرا صدا کن 
تا با روح دریایی تو 
به اقیانوس ایمان پیوند خورم 
با تو به عشق معبودم رسم 
ای چوپان معرفت 
مرا صدا کن 
تا بره ی گمشده تو باشم 
مرا پیدا کن 
ای چوپان  مهربان 
ای یار خوش زبان 
آغوشت را بگشا 
چوپان آتا 
چوپان دشتهای ترکمن صحرا 
در کنار تو بگذار 
آسمان را ببینم 
بگذار سرود عشق را بنویسم 
ای چوپان مهربان 
بگذار  تا با تو 
به خدا رسم 
با تو از این دنیا 
رها شوم 


IMG_0709.JPG


IMG_0710.JPG



IMG_0711.JPG


IMG_0712.JPG


IMG_0713.JPG


IMG_0714.JPG


IMG_0715.JPG

قبر چوپان آتا 


IMG_0716.JPG

اقیانوس تپه ها 


IMG_0718.JPG



IMG_0719.JPG


IMG_0722.JPG

مرقد حضرت خالد نبی 


IMG_0725.JPG


کودکی  و بازی هایش به خیر 
قهرها و آشتی هایش به خیر 
کودکی دنیای شادی های ماست 
پرواز با الا کلنگ  در فضا ست (1)
انتظارم تا کی نوبت شود 
نوبت پرواز من در  فکرت شود 
کاش کودک می شدیم و باز شاد شاد  
کاش می رفتیم ، می گشتیم آزاد 
کودکی هایمان را باد برده است 
اما خاطراتش بر جا مانده است 
باز باید کودکی ها کنم 
باز باید خنده بر دنیا کنم 
باز باید غمها را دور کنم 
باز باید دنیا را پر از شور کنم 

1- نمی دانم املای الا کلنگ درست است یا نه مرا ببخشید .منظور همان وسیله بازی است .

IMG_0726.JPG

تاسیسات اقامتی برای زائران خالد نبی  

IMG_0727.JPG


IMG_0728.JPG


بدون شرح 

IMG_0730.JPG

و خدا بزرگ است ....




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، کوه ها و آدم ها، دل نوشته، گزارش صعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 29 فروردین 1394
طغان دردی کریمی

IMG_0467.JPG

تقدیم به مادران فردا  ، دختران ترکمن صحرا 


دختر چهار فصل 

خواستم از بهار بنویسم 
وقتی سبز می شود 
وقتی آب برف می شود 
وقتی عشق حرف می شود 
خواستم از سبزی 
از طراوت 
از شکوفه 
از حرارت 
بنویسم دیدم ای دختر خوب صحرا 
تو تمام بهاری 
تو خود تابلوی زیبایی 

خواستم از تابستان بنویسم 
از حرارت و غوغا 
از عطش و رویا 
از سراب دیدار 
در خواب نیمروز تابستان 
 در فرار از گرما 
دیدم تو تابستانی 
ای بانوی صحرا 
ای دختر رویا 
ای دستانت همیشه در تلاش 
ای لبانت همیشه در دعا 

خواستم از پاییز بنویسم 
دیدم تو خود پاییزی 
برگ ریزان عشق 
گل همیشه عاشق 
گل شقایق 
رویای صادق 
تو قلبت همیشه از دوری ایمان 
سخت زرد است 
سخت رنگ می بازد 
در بی وفایی دوران 
در بی وفایی یاران  


خواستم از زمستان بنویسم 
دیدم تو خود زمستانی 
پاک چون برف 
بی هیچ حرف 
بلورین  دختری با 
تاجی از ستاره 
در قلبش 
در مهرش 
در وفاداریش 
عشق همان ستاره ی آسمان تو بود 
در شب سرد زمستان 
در شعر تمام شاعران  باغ و بستان 


تو دختر تمام فصلهای 
ای دختر خوب صحرا 
ای بانوی فردا 
فصلها جاری در تو 
در خاک خوب دشتم 
در ترکمن صحرا 
در آلاچیق ها 
در خانه های ایمان 
در آرزوی های نیما 
تو در شعر همه ی شاعران دنیا 
زیباترینی 
تو غرور صحرای 
تو شعر فردای 
شاملو در شعرش 
تو را وام گرفت 
تا بگوید شعری زیبا 
آنجا که گفت :
دختران دشت 
دختران انتظار 
من نیز می گویم :
دختران دشت 
دختران فصلها 


IMG_0671.JPG



IMG_0672.JPG

آرامگاه  چوپان آتا از مریدان حضرت خالد نبی  

IMG_0673.JPG



IMG_0674.JPG



IMG_0675.JPG




IMG_0676.JPG




IMG_0677.JPG



IMG_0678.JPG


IMG_0679.JPG




دشت پر رویا ،دشت صحرا 
در بهار ،چه زیبا شده است 
چون زیبایی آسمان 
گوارا چون چشمه ی جوشان 
که عطش را با خود 
دور می کند از تن خسته ی ما 
دشت هایم 
رویا هایم 
وام دار توست 
ای همه زیبای 
ای دشت پر لاله 
ای ترانه ی خوب لالایی 
مردمانت چه خوب 
با ساز بخشی 
بهار را در ترانه ها 
جاودانه ساختند 
در مقام های دوتارت 
در آوازهها  دخترکان 
در لالایی ها 
در هودی ها (1)
کاش سبز بودم چون تو 
ای دشت زیبا 
کاش ترانه می شدم 
در شعر باد 
کاش می ماندم در یاد 

1- لاله ها و هودی ها ترانه دختران ومادران ترکمن است برای جدایی ها و کودکانشان 

IMG_0681.JPG


IMG_0683.JPG


IMG_0684.JPG



IMG_0687.JPG


IMG_0688.JPG





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، دل نوشته، کوه ها و آدم ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 27 فروردین 1394
طغان دردی کریمی
تقدیم به پسران و دختران صحرای ترکمن 
صحرای زیبایم 
خاک خوب دوست داشتنها 
سرزمین لالایی ها
ترانه زیبای همنوایی ها 
دشتهایت پر از رویا 
دخترانت همسایه آفتاب 
شبهایت پر از عشق 
آواز زیبای قله ها 
کوههایت پر از ایمان 
مردمانت سبز پوش 
ای قله های بیداری 
ای با محبت هم  آغوش 
مادرانت زنان تلاش 
دخترانت اهل خوبی 
پسرانت مردان  ایمان 
ای دشت رویایی
ای خاک خوب ایران 


IMG_0649.JPG



IMG_0650.JPG



IMG_0651.JPG



IMG_0652.JPG

حیات وحش  منطقه ی کوهنوردی خود را دوست داشته باشیم .با احتیاط از این مار علفی عکس گرفتم .


IMG_0656.JPG


بانوان خوب صحرا  
در لباس بهار چه زیبا 
گام در گام می رفتند 
به سوی قله ی ایمان در بالا 
قلبهایشان پر از جوشش 
دستانشان در تلاش 
شعر هایشان لالایی 
حرفهایشان  قصه ی از هم آوایی  
در لباس بهار 
چه زیبا بود ند دختر ان چشم انتظار 
دختران دشت 
دختران همیشه بی قرار 
کاش بهار می ماند در رویاهایشان 
کاش سبز می شد همیشه فردایشان 
ایمانشان 
              دستانشان 

                               رویا یشان 
کاش 
کاش 
کاش ......


IMG_0658.JPG

خستگی و استراحت 

IMG_0659.JPG


IMG_0660.JPG


IMG_0663.JPG



IMG_0661.JPG

یکی از خوانندگان عزیز در پیامی گفته بود شما چرا همیشه از دختران صحرا به گفته آن عزیز شعر می گویید .خواستم بگویم اولا این نوشته ها ی حقیر شعر نیست و من شاعر نمی باشم .اینها دل نوشته های است در قالب کلام .هم چنین وقتی من اینها را می نویسم خودم آنها را نمی گویم بلکه با دیدن هر تصویر جوششی از احساسات من در قالب کلام جاری می شود .پس من مقصر نیستم بلکه این احساس من است خواه برای مادر ترکمن باشد خواه برای پسر ترکمن یا مرد ترکمن یا آبشاری یا قله ی هرچه باشد تنها هدیه ی کوچک برای مردمان خوب ترکمن است وبس .

در تابلوی سبز بهار 
تو را می بینم ای معشوق بی قرار 
ای سبز پیراهن 
ای دختر  فصلهای خواستن  
ای بانوی بهار 
ای چشمه ی خوش نوش 
در قامت کدام  تصویر 
فصلهای دوستی 
تو را تصویر ی از عشق می سازد 
با کدام ترانه 
با کدام ساز 
قلبم را به تو هدیه دهم 
تا ساز عشقم را 
به گوش تو رساند 
در کدام دشت 
در کدام کوه 
تو را فریاد زنم که 
با بی قراری 
با چشم انتظاری 
تا آب را به میهمانی 
تشنگی لبانم 
هدیه دهی 
با جرعه ی 
با بوسه ی 
با لبخندی 
با پیوندی 
شاید بهار هم در عاشقی و بی قراری تو 
اینگونه سبز پوش گشته است 
شاید دیدار نزدیک است 
که دشت ترکمن 
چنین تو را فرا 
خوانده است 
تو در کدام ترانه من 
جاودانه خواهی شد 
چون ماه 
چون خورشید 
چون دشت 
چون آفتاب 
چون آه 
بتاب 
ای دختر بهار ؛ ای دختر سبز پوش صحرا 
ای بانوی بی قرار 
ای عشق را سرمشق 
در دفتر روزگار 
بگذار تمام خوش نویسان  جهان 
تمام شاعران کون و مکان 
تو را سرمشق بنویسند 
در دفتری که نامش 
بود مشق  انتظار 
بگذار تو ترانه شوی ای بانوی من 
ای زیبای صحرا 
ای مادر فردا 
دشتهایم چه زیبا شده است در 
فصل بهار 
شاید گام های تو 
بهار را 
کرده بی قرار 
بمان سبز ای دشت زیبا 
ای دختر سبز پوش ترکمن 
تا یاد تو 
در هر قله مرا بخواند 
به آوازی به 
بزرگی دریا 
به بزرگی رویا 

IMG_0664.JPG



IMG_0665.JPG

IMG_0666.JPG


IMG_0669.JPG


IMG_0670.JPG





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، کوه ها و آدم ها، گزارش صعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 27 فروردین 1394
طغان دردی کریمی

کوههای هستند که شما با صعود به آن به خود صعود می کنید .


در صعودی دیگر به مناسبت روز زن و روز مادر  این بار صعودی به قله ی زیبای خالد نبی داشتم .در این صعود زیبا معرفت همراه و هم گام ما بود و قله ی زیباتر که شاید آن را بتوان قله ی زیبای ایمان نامید در پیش روی  انسان .زیبای این صعود سخت مرا در خود فرو برد .


مجموعه گورستان و زیارتگاه خالد نبی در یک منطقه کوهستانی و در فاصله ۹۰ کیلو متری شمال شرق شهرستان گنبد کاووس و ۵۵ کیلو متری شمال شرق شهرستان کلاله و ۶ کیلومتری روستای گچی سو – نزدیک آی تمر از توابع بخش مراوه تپه و بر فراز قله کوه گوگجه داغ واقع شده‌است.

قله کوه گوگجه داغ که در بین مردم به قله «قدرت» یاگوج به زبان ترکی نیز معروف است، حدود ۷۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. رشته کوه گوگجه داغ از مشرق به کوه‌های بابا شملک و از شمال و غرب و جنوب به هزار دره اطراف پیوسته‌است.

راه ارتباطی زیارتگاه خالد نبی کوهستانی بوده، ولی از طریق کلاله و تمرقره قوزی تا آن محل راه دشواری نیست. بدلیل دوری راه و فقدان وسیله نقلیه و کمبود تسهیلات رفاهی در محل و همچنین گرمای شدید تابستان و سرمای زمستان، بهترین زمان برای انجام فرایض دینی و زیارت ماه‌های فروردین و اردیبهشت است.

در نزدیکی و پایین تر از بقعه خالد نبی، بقعه‌های عالم بابا و چوپان عطا و دره‌ای بنام پنج شیر و همچنین چشمه خضر دندان قرار دارند. طبق روایات رایج بین اهالی، عالم بابا پدر همسر خالد نبی و چوپان عطا، شبان خالد نبی یا یکی از اولیای گمنام و یا یکی از همرا هان وی بوده‌است، که همگی آنها مورد توجه واحترام ترکمن‌ها می‌باشند.

در قسمت شرق بقعه چوپان عطا و پیوسته به آن و بر روی یک رشته تپه ماهورهای خاکی که ارتفاع آنها به مراتب کمتر از ارتفاع محل مرقد خالد نبی است، گورستان عظیمی دیده می‌شود که حدود ۶۰۰ سنگ مزارهای استوانه‌ای تا ارتفاع حداکثر ۲ متر در آن دیده می‌شود


یکی از پیغمبران عرب بعد از عیسی خالد نبی غیث بن سنان عبسی بود، که در گفتگوی محاوره‌ای ترکمنان، ایشان را «حالت نبی» می‌گویند.

به نقل از کتاب ناسخ التواریخ، خالد بن سنان شش هزار و یکصد و بیست و سه سال بعد از به دنیا آمدن آدم و در سال ۵۳۰ میلادی بر تخت نبوت نشته و مردم زمان خود را به شریعت «اسماعیل ذبیح اله» می‌رسد. او در سرزمین عدن که در یمن می‌باشد، می زیسته‌است. و از قبیله «بنی عبس بغیض» می‌باشد. از آنجایکه ایشان در زمره پیامبران تبلیغی بدون کتاب و آخرین مبلغ زین مسیح بوده و وظیفه اش ایجاب می‌کرد که بعنوان مبلغ دینی به همه جا سفر کند و مردم را به پذیرش دین مسیح دعوت کند. در آن زمان در ایران، خسرو انوشیروان پادشاهی می‌کرد و آیین زرتشت مذهب رسمی اکثر ایرانیان بود.

فاصله زمانی بین ظهور خالدنبی و ولادت خاتم‌الانبیاء چهل سال است. به عبارت دیگر خالد بن سنان چهل سال پیش از ولادت خاتم‌الانبیاء به ظهور می‌رسد. به طوریکه دختر خالد نبی در دوران پیری به خدمت رسول الله (ص) می‌رسد، و در حضور مبارک پیامبر ایمان می‌آورد. و پیامبر می‌فرمایند: «انبه بنی ضیعه اهله» و در حدیت آمده‌است که پیغمبر به او فرمود: «مرحبا به انبه اخی» محمد در مورد دفن و مزار خالد نبی فرموده‌اند: «ویقال ان قبره بناحیه جرجان علی قله جبل یقال له خدا...» قبر خالد نبی در ناحیه جرجان بر روی قله کوهی که به آن «قدرت» یا «خدا» (در زبان محلی) قرار دارد و...

در کتاب تفسیر روح البیان قسمت اول صفحه ۵۵۱ روایتی از قول کلبی نقش شده که طبق آن روایت، مابین پیامبری عیسی و محمد چهار نبی تبلیغی بوده که ۳ تن از آن انبیاء از بنی اسرائیل و یکی از آنان عرب بوده‌است که همان خالد بن سنان می‌باشد. و نقل از کتاب تفسیر روح المعانی قسمت ششم صفحه ۱۰۴ از نظر تاریخ پیامبری خالد بن سنان به تحقیق به ثبوت رسیده‌است و از نظر شهاب همچنین روایت کرده‌است. عین روایت نقل می‌شود (و صحح الشهاب انه من الانبیاء) ترجمه: شهاب ثابت کرده‌است که: خالد بن سنان از ردیف انبیاء می‌باشد. پیامبری وی از نظر شریعت ثابت شده‌است و همچنین کتاب تفسیر صاوی علی الجلالین قسمت اول سوره مائده صفحه۲۷۵ و نیز در حاشیه تفسیر الجلالین کلان در سوره مائده صفحه۹۷ چنیین می‌گوید مابین پیامبری عیسی و محمد چهار نبی بوده‌است، که سه تن از آنان از بنی اسرائیل و چهارمی خالد بن سنان بوده‌است، که از طایفه عرب عبسی می‌باشد. در مورد او محمد فرموده‌است: «نبی ضیعه قومه» و به نقل از تفسیر روح البیان قسمت سوم صفحه ۲۴۱ سوره یاسین خالد بن سنان عرب و از طایفه بنی عبسی و از جانب خداوند برای هدایت قومش فرستاده می‌شود. و مابین پیامبری عیسی و محمد بوده و قبر او در ناحیه جرجان (جرجان زمین) در قله کوهی می‌باشد. عین متن روح البیان چنین است: «علی قله جبل فی ناحیه جرجان».

مولف تایخ گزیده آورده‌است: خالد بن سنان العبسی معاصر انوشیروان عادل بوده و دعوت دین مسیح می‌کرد، و در زمین بنی غطغان، در آن وقت آنجا آتشی از زمین در آمده بود، هر کس از نزدیکی آن عبور می‌کرد می‌سوخت. بعضی از اعراب آن آتش را به خدایی می‌پرستیدند. خالد ستایش آن را منع کرد، و ایشان را به دین عیسی خواند. به او گفتند: تو آن آتش را دفع کن تا ما دین عیسی را قبول کنیم. خالد باده رفیق روی به آتش نهاد. آتش آهنگ ایشان کرد. خالد دره‌ای داشت، بر آن آتش می‌زد. رفیقان را گفت تا نعلین بر آن می‌زدند، بعد از ضرب بسیار آتش بگریخت و به چاهی فرو رفت. خالد از عقب آتش به چاه فرو رفت. بعد از زمانی بیرون آمد، جامه‌ها از عرق تر شده، اما نسوخته بود. و دیگر آن آتش کس ندید. خالد هر وقت که خواستی باران ببارد، سر به جیب فرو بردی و تا سر بر نیاوردی، باز نیستاد. به وقت وفات وصیت کرد که مرا بر فلان پشته دفن کنید، و بعد از سه روز که شتر دم بریده بر سرگور آید، مرا از گور برآرید تا شما را هر چه تا قیامت خواهد بود حکایت کنم. چون وفات کرد قومش خواستند وصیت او به جای آوردن، اقربای او مانع شدند و گفتند این ننگ بر خود نپسندیم که مرده ما را از گور بر آورند.

مرحوم حاج عبدالجلیل آخوند جعفربای از علمای ترکمن صحرا و گنبد کاووس در جزوه‌ای تحت عنوان «فضیلت نامه خالد نبی» که به زبان ترکمنی نوشته می‌گویند: «خالد نبی که مردم مسلمان ترکمن نسل اندر نسل به زیارت بقعه ایشان مبادرت کرده‌اند، به شهادت کتب تاریخی، تفاسیر و به خصوص نوشته‌های ابن شهاب وی یکی از پیامبران الهی بوده‌است. به اعتقاد مردم مسلمان ترکمن، خالدنبی در بلندترین نقطه کوهی در شرق به خاک سپرده شده و شعرا در اشعارشان از ایشان یاد کرده‌اند»

ملا مسکین قلیچ شاعر ترکمن (۱۲۲۶ – ۱۲۸۳ ه. ش) در یکی از اشعارش می‌گوید: «بلند نیره خالد بن تیاندور» یعنی بر فرازش خالد نبی آرامیده‌است. در پایان قابل ذکر است که ترکمنان ساکن ترکمن صحرا و گنبد کاووس عمده ترین زائران زیارتگاه خالد نبی بوده و کرامات و معجزات بسیاری را به خالد نبی نسبت می‌دهند، و در این باره داستان دارند.

سابقه مطالعات و پژوهش‌های انجام شد. در خصوص مجموعه تاریخی – فرهنگی خالدنبی:

مجموعه تاریخی – فرهنگی خالد نبی بعلت کوهستانی بودن و دشواری مسیر دسترسی و دوری راه کمتر مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته‌است. ظاهراٌ برای نخستین بار در کتاب «یک مسافرت زمستانی از کان استنپتول به تهران» اثر «جیمز فارسر James Farser» از آن گفتگو می‌شود. این کتاب در سال ۱۸۳۸ منتشرو چاپ شده‌است.

فارسر در جریان شرح مراسم تدفین ترکمنستان به قبرستان قدیمی گوکلان Goklan که بر بالای رودخانه اترک قرار گرفته‌است، اشاره می‌کند. او در این کتاب، تصمیم مردم را به انتقال و دفن مردگان خود از سرزمین خویش به مکان خالد نبی که جایگاه تدفین اجداد ایشان است، توضیح می‌دهد. بنابراین قبرستان خالد نبی همان مکانی می‌باشد که بوسیله فارسر ذکر شده‌است.

دیوید استروناخ David stronach دومین پژوهشگر خارجی است که این اثر را مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد. و گزارش از گورستان خالد نبی در مقاله‌ای بنام «سنگهای ایستاده در ناحیه اترک» در مجله انگلیسی ایران IRAN (شماره xix سال ۱۹۸۱ میلادی) به چاپ می‌رساند.

بعدها این مکان توسط پژوهشگران ایرانی نظیر آقایان منوچهر ستوده (کتاب از آستارا تا استرآباد، جلد ۵)، رجبعلی لباف خانیکی (مقاله سنگ افراشته مزارات با خزر، مجله اثر شماره ۱۸ و ۱۹ سال ۶۸) و شهریار عدل مورد مطاله قرار می‌گیرد. تا اینکه در سال ۸۰ گورستان خالد نبی و مجموعه‌های وابسطه به آن توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان گلستان در فهرست آثار ملی کشور ثبت رسانیده می‌شود این گزارش حاصل بررسی و تحقیق در گزارش‌های پژوهشگران یاد شده و مطالعه و پژوهش دقیق (کتابخانه‌ای ومیدانی) نگارنده از دیدگاه‌های باستان شناسی، تاریخی و مردم شناسی است.


زیارتگاه خالد نبی بصورت بنایی مسقف با پلان چهار ضلعی و تعدادی پنجره و در ورودی است، که در ورودی بقعه دارای طاق هلالی می‌باشد. پنجره‌ها و در ورودی فلزی (آهنی) ساده‌است. و بر هیچکدام از آنها کتیبه تزیین دیده نمی‌شود.

سقف آرامگاه خالد نبی از بیرون گنبدی مدور سبز رنگ و شلجمی شکل است که کمربند و گنبد داخل هم رفته‌است.

در داخل بقعه خالد نبی فقط صورت قبری ساده به شکل قبرهای پشته‌ای به ارتفاع حدود ۵/۱ متر دیده می‌شود. این قبر فاقد کتیبه تاریخی می‌باشد. سقف بقعه بر روی دو ستون فلزی استوار شده‌است. بر روی یکی از تاقچه‌های پنجره تعدادی سنگ‌های کوچک طبیعی از جنس سنگ‌های رودخانه‌ای گذاشته شده‌است. این سنگ‌ها توسط هیات امنای زیارتگاه و زائرین از محوطه بیرونی زیارتگاه و نیز از فضاهای گورستان قدیمی خالد نبی جمع آوری شده‌است، که نسبت به آنها باورها و اعتقاداتی وجود دارد که در جای خود اشاره می‌شود.

در اطراف بقعه خالد نبی تعدادی اتاق یا زائرسرا برای اقامت و استراحت زائرین و یک باب مسجد و چندین سرویس بهداشتی و تعدادی آب انبار ساخته شده‌است. ترکمن‌ها به این آب انبارها اصطلاحاًٌ لاری می گویند. آب لاریها توسط باران تامین و بوسیله شیروانی‌ها و لوله‌های آب باران داخل منزل هدایت می‌شوند. در حیاط امامزاده خالد نبی با تعداد قبرهای مزارهلایی به شکل سر قوچ مستند روبرو می‌شویم.


کمی دورتر از زیارتگاه خالد نبی و بر سر قلعه مسلط هزاره دره شمالی، بقعه چوپان آتا وجود دارد. این بقعه بصورت بنایی ساده، مسقف با پلان چهار ضلعی است. که در هر ضلع آن یک پنجره با طاق هلالی می‌باشد.

پنجره شمالی تبدیل به مدخل شده‌است. گنبد بقعه فلزی و بصورت نوک تیز شش ضلعی در مرکز سقف ساخته شده‌است. که دارای کمربندی می‌باشد. نمای خارجی بنا ساده و سیمان کاری شده‌است، و نمای داخل بقعه نیز ساده، فاقد تزیین و کتیبه‌است. در داخل بقعه صورت قبری ساده بدون سنگ قبر دیده می‌شود.


بقعه عالم بابا همانند بقعه چوپان عطا از حیث شکل و پلان ساخته شده‌است. این بقعه بصورت بنایی ساده چهار ضلعی که در هر ضلع آن یک پنجره وجود دارد. پنجره ضلع جنوبی آن تبدیل به مدخل و در ورودی با طاق هلالی شده‌است. سقف و گنبد این بقعه نیز مشابه گنبد بقعه چوپان عطا است. در داخل بقعه فقط صورت قبری ساده بدون کتیبه دیده می‌شود. ساختهای مرقد عالم بابا و چوپان عطا از سنگ‌های لونه محلی بوده‌است.

در برابر در ورودی بقعه درخت کوچک نذر کرده وجود دارد که زائرین برای برآورده شدن حاجات خود به ان دخیل می‌شوند.




IMG_0609.JPG

کوههای این منطقه در پوشش بهاری خود سخت زیبا بودند .

IMG_0610.JPG





IMG_0611.JPG



IMG_0612.JPG



IMG_0615.JPG



IMG_0616.JPG



IMG_0617.JPG


IMG_0621.JPG



IMG_0623.JPG




IMG_0624.JPG



IMG_0628.JPG



IMG_0629.JPG



IMG_0631.JPG




IMG_0632.JPG




IMG_0634.JPG


IMG_0636.JPG



IMG_0637.JPG




IMG_0638.JPG



IMG_0639.JPG




حضور بانوان ترکمن زیبای این برنامه را صد چندان کرده بود.

IMG_0642.JPG



IMG_0643.JPG



IMG_0645.JPG


IMG_0647.JPG


IMG_0648.JPG






نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، کوه ها و آدم ها، گزارش صعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 25 فروردین 1394
طغان دردی کریمی

می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سایرین از آن محروم می‌مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟ چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. آگهی‌هایی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش‌های من شرکت کنند.

نتایج نشان داد که هر چند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلیدخوش‌شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت‌های ظاهراً خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش‌شانس مرتباً با چنین فرصت‌هایی برخورد می‌کنند، درحالی که افراد بدشانس نه. با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت‌هایی است یا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست. به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت: «اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده‌اید، 250 پوند پاداش خواهید گرفت.»

این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این که این آگهی کاملاً خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتاً آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند. مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموماً عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت‌های غیرمنتظره را مختل می‌کند. در نتیجه، آنها فرصت‌های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می‌دهند. برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق یافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند. آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از دیدن سایر فرصت‌های شغلی باز می‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بینند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال بر اساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می‌کنند: 
اول، آنها در ایجاد و یافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند. 
دوم، به قوه شهود گوش می‌سپارند و براساس آن تصمیم‌های مثبت می‌گیرند. 
سوم، به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت‌بخش است.
چهارم، نگرش انعطاف‌پذیر آنها، بدبیاری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند.


در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می‌توان از این اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین‌هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود. این تمرین‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند. یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود:
هشتاد درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم‌تر از هر چیز خوش‌شانس‌تر هستند و بالاخره اینکه من عامل شانس را کشف کردم.
چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند: به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد. با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید. هر روز چند دقیقه‌ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.
تحقیقی از «ریچارد وایزمن»





نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 فروردین 1394
طغان دردی کریمی

در دوران نوجوانی با یک چوبدستی دم در آغل گوسفندان می‌ایستادم و برای سرگرم کردن خودم، هنگام خارج شدن گوسفندان، چوبدستی را جلوی پایشان می‌گرفتم جوری که مجبور به پریدن از روی آن می‌شدند. پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن می‌پریدند، چوبدستی را کنار می‌کشیدم، اما بقیه گوسفندان هم با رسیدن به این نقطه از روی مانع خیالی می‌پریدند.
تنها دلیل پرش آنها این بود که گوسفندان جلویی در آن نقطه پریده بودند. گوسفند تنها موجودی نیست که از این گرایش برخوردار است. تعداد زیادی از آدم‌ها نیز مایل به انجام کارهایی هستند که دیگران انجامش می‌دهند؛ مایل به باور کردن چیزهایی هستند که دیگران به آن باور دارند، مایل به پذیرش بی‌چون و چرای چیزهایی هستند که دیگران قبولش دارند.

دیل کارنگی




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 فروردین 1394
طغان دردی کریمی

دهقانی یک غاز پیدا می‌کند و به خانه می‌برد. دهقان به غاز غذا می‌دهد و او را مداوا می‌کند. ابتدا حیوان ترسو مردد است و به این فکر می کند که: «چه اتفاقی افتاده است؟ چرا او به من غذا می‌دهد؟»
موضوع هفته‌ها ادامه پیدا می‌کند تا اینکه بالاخره تردیدهای غاز از بین می‌رود. بعد از چند ماه غاز مطمئن می‌شود که: «من در قلب دهقان جا دارم.» و هرچه این غذا دادن ادامه می‌یابد تأییدی بر این باور او است.
در حالی که غاز کاملاً از خیرخواهی دهقان مطمئن شده است، یک روز در کمال ناباوری از قفسش بیرون کشیده می‌شود و کشاورز سرش را می‌برد.
این غاز قربانی تفکر استقرایی شده است. تفکری با گرایش ترسیم نوعی یقین و اطمینان عالم‌گیر بر پایه مشاهدات منفرد. دیوید هیوم، فیلسوف قرن هجدهم، این تمثیل را برای هشدار دادن نسبت به خطرات این نوع تفکر به کار برد. با این همه تنها غازها نیستند که در دام این نوع از تفکر گرفتارند، انسان‌های زیادی هم گرفتارند.
شما می‌دانید انسانها در دام چه نوع تفکراتی می‌افتند؟




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 فروردین 1394
طغان دردی کریمی
Image result for ‫قدر لحظه ها را بدان‬‎

روزی از روزها پادشاهی سه وزیرش را فرا خواند و به آنان دستور داد کاری را که می‌گوید انجام دهند. از هر وزیر خواست تا کیسه‌ای برداشته و به باغ قصر برود و کیسه‌ها را  برای پادشاه با میوه‌ها و محصولات تازه پر کند. همچنین از آنان خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند. وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه‌ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند.
وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه‌ها و با کیفیت‌ترین محصولات را جمع‌آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می‌کرد تا اینکه کیسه‌اش پر شد. وزیر دوم با خود فکر می‌کرد که شاه این میوه‌ها را برای خود نمی‌خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی‌کند. پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن کرد و خوب و بد را از هم جدا نمی‌کرد تا اینکه کیسه با میوه‌ها پر شد. وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلاً اهمیتی نمی‌دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر کرد.
روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه‌هایی که پر کرده‌اند بیاورند. وقتی وزیران نزد شاه آمدند به سربازانش دستور داد سه وزیر را گرفته و هر کدام را جداگانه با کیسه‌اش به مدت سه ماه زندانی کنند!




نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 فروردین 1394
طغان دردی کریمی
گزارش تصویری  از بهار ترکمن صحرا  و جاذبه های دیدنی آن 

IMG_0444.JPG


IMG_0445.JPG


IMG_0446.JPG


IMG_0449.JPG

IMG_0450.JPG



IMG_0451.JPG


IMG_0452.JPG


IMG_0453.JPG


IMG_0454.JPG


IMG_0455.JPG


IMG_0463.JPG



IMG_0464.JPG


IMG_0465.JPG



IMG_0466.JPG


IMG_0468.JPG


IMG_0470.JPG


IMG_0471.JPG




IMG_0492.JPG


IMG_0500.JPG







نوع مطلب : کوچه فرهنگ، رهنمون، حس مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 23 فروردین 1394
طغان دردی کریمی


 
 
 
هاست لینوکس